تبليغاتX
گنجینه حکمت - علامه محقق خراساني در خاطرة مريدان

گنجینه حکمت

عمومی در حوزه علوم انسانی

                                علامه محقق خراساني درخاطرة مريدان

                      

                              خاطرات غلام نبي نظري ازعلماي يكه ولنگ

                                                       1   

يكي از روزها حوالي ساعت 10قبل از ظهرباجناب حاج آقاي خطيبي جهت احوال جويي خدمت حضرت آيت الله محقق خراساني رسيديم ، منزل ايشان آن زمان در خيابان ميثم بود ، آيت الله مارا به گرمي به حضور پذيرفت وماهم حال واحوال ايشان را پرسيده واداي ادب واحترام نموديم ، درزمينه هاي مختلف صحبتهايي صورت گرفت كه براي من بسيارشيرين ولذّت بخش بود. درپايان آن ديدار به حضرت استاد گفتم : اززبان يكي از دوستان شنيده ام كه حضرت عالي دعاي سرسفرة خيلي خوب بلد هستيد واصل آن دعافارسي بوده وشما آن رابه عربي برگردانده ايد ، خواهش مي كنم آن دعارا بمن هم بياموزيد. فرمود: بنويس ، گفتم اگر شما لطف نموده آن را بادست خط مبارك خود بنويسيد ومن به رسم يادگار پيش خود نگهدارم ، سپاسگزار مي شوم، - خدا رحمتش كند دأبش اين بود كه خواهش وتمناي كسي را رد نمي كرد- ، قبول فرمود وبعد از مدتي دعاي منظور را نوشته توسط حاج آقاي خطيبي برايم فرستاد ومن بسيار خوشحال شدم وحالا چندين سال است كه آن دعارا درجيب خود دارم . وطبق درخواست برادر عزيزم حاجي برهاني تصويري از آن دعارا باچند قطعه عكس كه با آيت الله خراساني وساير بزرگان در دفتر حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي گرفته ام ونيز دو حلقه نوار (كاست) ازسخنرانيهاي آيت الله خراساني به ايشان تقديم نمودم بدان اميد كه مورد استفاده قرار گيرد .

                                              2     

يكي از تهمت هاي ناروايي كه بعضي از جاهلان مغرض ومبغض به حضرت آيت الله محقق خراساني مي زدند اين بود كه ايشان را ضد سادات معرفي مي كردند وحال آنكه آن بزرگوار به سادات واقعي ومتدين احترام خاص قائل بود . خوب به خاطر دارم كه در كتابخانه قائم آل محمد (عج) مراسمي بود وحضرت آيت الله خراساني سخنراني داشت وبنده كه تقريبا در تمام سخرانيهاي آيت الله خراساني شركت مي كردم در آن مجلس نيز بودم ، وقتي آقاي خراساني روي منبر قرار گرفت ومي خواست خطبه بخواند ، سيّدي – كه من اورا نمي شناختم – از جلسه بلند شد وكاغذي را به دست آقاي فاضل پسر مرحوم آقاي شيخ سلطان تركستاني داد تا به آيت الله خراساني بدهد ، آقاي خراساني فرمود : من عينك ندارم چشمم نمي بيند  آقاي فاضل آن نوشته را براي آيت الله خراساني خواند ايشان فرمود خيلي خوب، فهميدم . درآن كاغذ نوشته بود كه شما باسادات خصومت داريد ، بعد آيت الله خراساني فرمود : اينها حرفهاي جهّال هستند ومن با سادات هيچ گونه خصومت ودشمني ندارم وبلكه ارادت خاص به سادات دارم .

                                                   3

يكي از سوژه هاي كه ازآن عليه آيت الله خراساني زياد استفاده كردند، عكس ايشان با داوود سرخوش بود، عده اي از مغرضين كه با انديشه ها وتلاشهاي آقاي خراساني مخالف بودند براي اينكه به خيال خود شان آبروي ايشان را ببرند سروصدا راه انداختند وتبليغات كردند كه فلاني با داوود سرخوش عكس گرفته وآبروي روحانيت را برده است .

يك شبي در كتابخانه رسالت زيرمنبر آيت الله خراساني بوديم ايشان فرمود : دوست من آقاي نهضت بمن گفت كه بعضي ها مي گويند شما با شخصي بنام داوود سرخوش عكس گرفته ايد واورا تأييد هم نموده ايد.  من در يك جلسه اي دعوت شدم وآنجا كسي ايشان را براي من معرفي نمود وگفت اين آقا يكي از هنرمندان وشعراي افغانستان است ومن هم كه شناختي از ايشان نداشتم وي را در مسير انقلاب ومجاهدين افغانستان تشويق نمودم وخدا را شاهد مي گيرم كه هيچ وقت كسي را درراه خلاف تأييد نكرده ونمي كنم ومن هميشه با تار وطنبور مخالف بوده وهستم ، وديگر اينكه هركسي كه دوست دارد بامن عكس بگيرد بگيرد ولي من عاشق عكس كسي نيستم . 

خداوند حضرت آيت الله محقق خراساني را درجاتش عالي است متعالي بگرداند وباقي آيات عظام بخصوص حضرت آيت الله العظمي محقق كابلي را در پناه امام عصر (عج) حفظ فرمايد .  آمين يارب العالمين .

            غلام نبي نظري

             13/2/1388                   

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 6:6  توسط محمد علی برهانی  |