تبليغاتX
گنجینه حکمت - زن در خانه يا در گور

گنجینه حکمت

عمومی در حوزه علوم انسانی

محمد علي برهاني شهرستاني

نگاهي به ضرب المثهاو گفته هاي بزرگان درباره زن- 2

« زن يا در خانه يا در گور»

* زن را بايد در خانه زنداني كرد تا خيرو شرش از درب منزل فراترنرود.  «كنفوسيوس »

* زن خوب آنست كه يا در خانه باشد يا در گور .                                 « پشتونها »

* تمام شعورزن درخانه است اگرازآن خارج شود فاقدارزش مي شود.        «كردها »

* زني كه ازخانه بيرون مي رود حكم باغي را دارد كه درمسيرگلّه قرارگرفته باشد.      « مردم مالايا »

* مرد براي كارازخانه بيرون مي رود و زن براي اينكه اورا تماشاكنند .     «فندلانديها »

* زن چه حق دارد كه دركارمرد(اموراجتماعي) دخالت كند .                              «؟»

* خانه دنياي زن ، ودنياي خانه مرد است .                                   « استونيا ئيها »

* خانه شوهر هفت خمرة زرداب دارد.                                                  «ايرانيها»

* وجودزن دراموركشوري ،مثل وجودميمون است دردكان شيشه گري.   « انگلسيها»

* دختر عفيف اگر پايش شكسته باشد بهتر است تا براي تفريح ازخانه دور بماند .                                                                                      « انگلسيها»

*  باچادر سياه رفتي ، با كفن سفيد برون بيايي .

* بخانه نشستن بود كارزن              برون كار مردان شمشيرزن        « اسدي»(1)

     اين مثلها چندتا جملة كوتاهي نيست كه ازباب شوخي ومزاح برسرزبانها افتاده باشند، بلكه هركدام يك حكمي است كه به مفادآن زن درچهارديواري خانه محكوم به حبس ابد شده است و بيانگر اين واقعيت است كه طبقة نسوان اين قشرعظيم انساني در طول تاريخ ازحضور در صحنه هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي ، آموزشي، وادارة امور كشوري محروم بوده وهيچ گونه قدرت تصميم گيري و اظهار نظر ونقش پذيري در امور اجتماعي نداشته است .

   وقتي كنفوسيوس مي گويد: « جايزنيست كه زن امر ونهي كند زيرا كارش درخدمت كردن وكارهاي منزل خلاصه مي شود وبايد اورا در منزل زنداني كرد تا خير وشرش ازآستانة  درب منزل فراتر نرود » (2)

   اين سخن از يك فرد عادي وعامي بي سواد نيست تا روي آن حساب نشود، بلكه متأسفانه عصارة تفكر يك فيلسوفي است كه شهرت وآوازة جهاني دارد ، و معلوم است كه سخنش به عنوان يك حكم وبه عنوان يك جريان فكري مطرح مي شود وميليونها انساني از جنس مرد را عليه جنس زن اين موجود ظلم ديده مي شوراند و اين حكم به اجرا در مي آيد .

    وهمينطور كرد ها مي گويد : « تمام شعور زن در خانه است اگر از آن خارج شود فاقد ارزش مي شود »  اين نيز يك حكم است كه حد اقل دربارة زنهاي كرد به اجرا در مي آيد .

  جاي بسي تعجب اينكه : نويسندة محترم « بهشت خانواده» آنجا كه اين ضرب المثل را مي نويسد يك لوح تقدير به كرد ها مي دهد ، ودر (درس 55 – ضرب المثلها ) پاورقي ، مي نويسد : « هزار آفرين بر گويندة اين مثل » .

    نگارندة اين سطور معتقد است كه زن ،چنانچه در خانه محبوس وزنداني شود وارتباط سالم ومنطبق با موازين اسلامي اش بادنياي خارج ازمحيط خانه كه دنياي كسب تجارب وشكوفايي استعداد ها ودنياي رشد وبالندگي است قطع گردد وحشرونشرسالم اجتماعي نداشته باشد همان شعورش رانيز ازدست خواهد داد .

پشتونها كه اكثريت شان تابع كشور ما افغانستان است . اين حكم را دربارة زن صادر نموده اند : « زن خوب آنست كه يا درخانه باشد يادرگور » و برمفاد اين حكم در افغانستان نيز مانند بسياري از نقاط دنيا ، جامعة زنان در طول تاريخ اين كشور وضعيت ناهنجار واسفباري داشته اند ، از تمام حقوق انساني و اجتماعي شان محروم بوده اند ومحكوم مردان در محيط خانه ها .

  مي گويند يكي ازخان هاي هزاره افغانستاني بنا به ضرورتي با خانواده اش به خارج از كشور مسافرت مي كند . يكي از خانمهاي خان صاحب از روي تعجب مي گويد: « قربان خدا شوم آسمون ديگاه ره چه قد پراخ وگردلي وآسمون قل ازموره تنگ وچارشينگ جوركده »

   اين جوك گرچه يك جوك است كه ازباب مزاح گفته شده است ، اما مانند مثلها ريشة فرهنگي دارد و بیانگر يك واقعيت تلخي است ازوضعيت زن در افغانستان . بعضي از خوانين هزاره در مورد زنان شان آنقدر تعصّب داشته وسخت گير بوده كه اجازه نمي داده اند، زنان شان در طول عمر براي يكبار هم كه شده پا را از درب قلعه بيرون نهند و به اين جهت غير ازدرون قلعه ومافيها از همه جا بي خبر بوده و حتّي آسمان خدا را هم از درون چهار ديواري قلعة خان به شكل مستطيل وچهار گوش مي ديده اند .

در افغانستان گذشته، زن درآمار نفوس وجمعيت كشور داخل نبوده وتذكره ( شناسنامه ) نداشته وقهرا از تمام امتيازات شهروندي واجتماعي محروم بوده است ، وفقط به عنوان جزء از موجودات ومخلوقات جاندار خداوند وجود فزيكي داشته . امّا موجوديت اجتماعي، سياسي ، فرهنگي،علمي و... نداشته است وازاين جهات موجود ناشناخته ، ناشكفته ، رشد نيافته وفاقد هويت جتماعي،سياسي ، فرهنگي ، علمي و... بوده است و زناني كه در زمينه هاي مختلف ظهوركرده باشند در تاريخ كشور مان بسيار نادر است . اگر به تك توك زنان عالمه ، شاعره ، نويسنده ، هنرمند ، سياستمدار ومتخصص بر مي خوريم ، همان استعداد هاي پرطلاطم وسركشي بوده كه از درون خانه ها جوشيده اند وهمان ذوقهاي سرشاري بوده كه از درون زندانهاي بنام منزل طغيان نموده و احيانا سر به بيرون زده اند ، نه از محيط مكاتب ، مدارس ، دانشگاهها ومراكز علمي وآموزشي و نه به عنوان يك حق طبيعي وقانوني. زيرا زنان حق شركت در امور اجتماعي وحق ورود به مراكز علمي وآموزشي رانداشته اند وبهمين لحاظ نسبت به امور زنان همواره مشكلاتي وجود داشته اند. از جمله آنجاكه داكتر مرد بوده ومريض زن ، يكي از اعضاي مرد خانوادة مريض نزد داكتر مي رفته ووضعيت بيمار را شرح مي داده است وداكتر هم بدون معاينة حضوري بيمار يك نسخه اي مي نوشته است كه چه بسا بيمار را عوض بهبودي بسوي مرگ پيش مي برده است . بنابراين زنان حتّي جهت تداوي ودرمان هم نمي توانسته اند ازخانه بيرون بروند ودر نتيجه همان مي شده كه گفته اند: «زن خوب آنست كه يادر خانه باشد يا درگور » 

  البته وضعيت زن دربين اقوام وقبايل افغانستان از لحاظ خانوادگي متفاوت بوده است . قوم هزاره نسبت به زنان  درمحيط خانواده احترام واعتبار خاصي قائل بوده وبا آنها در امور خانوادگي مشورت مي شده اند ودر روابط فاميلي نقش عمده با زنان بوده است. وحتّي مي توان گفت كه دربعضي از خانواده هاي هزاره زن سالاري حكومت داشته است . و اما اين اعتبار و نقش گيري فقط در فضاي خانواده ها ومناسبات فاميلي بوده است ، امّا در فضاي بازتر ومحيط هاي اجتماعي ، زن از نقش پذيري بهره اي نداشته  است ، از تحصيل كه طبيعي ترين حق هر انساني است ، از مشاركت در امور سياسي واجتماعي واز اشتغال در دواير دولتي بي نصيب بوده است .

     درسال 1959/1338 ، ممنوعيت كارزن در بيرون ازخانه توسط دولت برداشته شد وبراي به صحنه كشاندن زنان تلاش گرديد ، وقبلا هم امان الله خان در دهة 1920 شعار آزادي زن را سر داد وكوشيد زنان را به اجتماع بكشاند ، امّا اين آزادي ، آزادي اسلامي نبود بلكه آزادي به مد غربي بود. لذا در جامعة مسلمان سنتي افغانستان جانيفتاد .

  امان الله خان در افغانستان ، رضاشاه در ايران وآتاترك درتركيه از سوي غرب مأموريت يافتند كه زنان مسلمان را ازدرون خانه بيرون بكشند وحجاب اسلامي را ازتن شان درآورند وآنهارا راهي كاباره ها  وفحشا خانه ها ومراكز فساد نمايند وباين وسيله موجب انحطاط وپستي كشورهاي اسلامي شوند .

  اين سه مأمور وفادار دنياي غرب مأ موريت شان را از خانواده هاي خود و وزراء وكارمندان دولتهاي شان آغاز نمودند . امان الله خان از همسر خود ملکه ثریا خواست تا بدون حجاب در اجتماع ظاهر شود. بنابراين ثريا زن امان الله خان اولين زني در افغانستان بود كه بدون حجاب وبا لباس مدل غربي درانظارعموم ظاهر گشت وبراي مردم اعلام نمود كه مي خواهد زنان افغاني را مانند زنان اروپايي بسازد وبعد زنان وزراء ، كارمندان وصاحب منصبان را تشويق وترغيب نمودند كه برهنه وبدون حجاب در اجتماع ظاهر شوند. زنان هرگاه با چادر وبرقع بيرون مي آمدند، پليس مأمور بود تا چادر وبرقع شان را ازسرشان بردارد .

     در خیابان های مهم کابل، بر روی تابلو ها نوشتند «هیچ زنی با برقع از اینجا عبور کرده نمی تواند» تمام مردان کابل نیز مجبور به پوشیدن دریشی (کت و شلوار) و کلاه شاپو شدند و سلام دادن با دست ممنوع شد و هر کسی با ید در وقت سلام کلاه از سر بر می داشت. هر کس که از این فرمان ها سر پیچی می کرد، توسط پلیس جریمه نقدی می شد.

    اماّ اكثريت قاطع زنان افغانستان بخاطر تعهد وتدين اسلامي شان زیربار اين آزادي خفّت بار نرفتند . از حقوق اجتماعي شان گذشتند وترجيح دادند كه بازهم دردرون خانه هازنداني باشند، امّا چادر از سر شان گرفته نشود وعفت وپاكدامني وهويت ديني ومذهبي شان محفوظ بماند . بدين لحاظ امان الله خان در انجام مأموريتش ناكام ماند كه هيچ از تخت پادشاهي نيز سقوط كرد .

  اخلاف امان الله نيز شيوة رفتاري وي را درمورد زنان تعقيب نمودند. در دوران ظاهر شاه وداوودخان نيزبي حجابي تبليغ مي شد . در ادارات دولتي ، در محيط هاي آموزشي وتلويزيون زنان بدون حجاب وبا لباسهاي مد غربي وحتي بدتر از آن ظاهر مي گرديد ند وزنان محجّبه به چنين مراكزي راه نداشتند .

  در دوران خلق وپرچم نيز فرياد تساوي مردوزن وشعار آزادي زن بلند گرديد ، اما بازهم بشكل رسوا ومفتضح وبدون حجاب وآزادي به معناي آزادي جنسي وتساوي زن ومرد به معناي اختلاط وبي بند وباري .

  زنان در اين دورانها حق نداشتند كه با حفظ شئونات اسلامي وبارعايت شروط وقيود ديني ومذهبي در مسائل اجتماعي نقش بگيرند .

   اما در عصر مجاهدين ، ديدگاهها وبرخورد هاي رهبران گروهها واحزاب در بارة زن متفاوت بودند . گروههاي پشتوني ورهبران شان بخصوص گلبدين حكمتيار وعبد الرسول سياف ومولوي يونس خالص ، همان حرف قديمي وآ بايي شان را تكرار كردند كه : «زن خوب آنست كه يادرخانه باشد يادرگور» وبا اشتغال زنان در محيط هاي عمومي واجتماعي وانجام كار هاي اداري توسط نسوان و.... به شدّت مخالفت ورزيدند ، از ديد آنها زنان حق شركت در انتخابات  ورأي دادن ورأي گرفتن وحق سهم گيري در تعيين سرنوشت شان وحق حضور در عرصه هاي اجتماعي را نداشتند .

   وبعضي از گروهها در مورد زنان از سياست  منفي سكوت استفاده كرده و هيچ گونه اظهار نظر دربارة موقعيت ونقش اجتماعي زنان ننمودند .

اما رهبران گروههاي شيعي وعلماء وروشن فكران غير گروهي شيعه همواره از حقوق سياسي ، احتماعي ، اقتصادي وفرهنگي زنان دفاع نموده اند وبراي آنها به عنوان نيمي از جامعة اسلامي حق دخالت در تعيين سرنوشت واحراز مقامهاي بالاي دولتي ( جز رهبري، قضاوت وفرماندهي اردوي اسلامي )  وحق اشتراك در كليه فعاليتهاي اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي واقتصادي قائل بوده اند ، وزن ومردرا به عنوان دوبال يك پرنده مي دانستند. هما نطور كه يك پرنده اگر يك بالش را ازدست بدهد، ديگر قدرت پرواز از اوسلب مي شود . جامعة انساني نيز كه تشكيل يافته از زن ومرد است. اگر يكي از اين دو نباشد از تحرك لازم واز رشد وبالندگي باز مي ماند وتنها حضور سالم زن ومرد در كنارهمند كه جامعه را بسوي ترقي وتكامل پيش مي برد .

     حزب وحدت اسلامي افغانستان ودر رأس آن شهيد مزاري(ره)

 يكي از اهداف اصلي اش در مبارزات ، احياء هويت واحقاق حق مليتها وقشر هاي محروم بود كه قشرزن محروم ترين همه بوده است .

    شهيد مزاري (ره) همواره از آنهايي كه حقوق زنان را انكار مي كردند، انتقاد مي كرد ومي فرمود : « زنان ازكليّة حقوق انساني بر خوردار هستند ومي توانند در همة عرصه هاي حيات سياسي ، اجتماعي كشور فعاّل باشند ، انتخاب شوند وانتخاب كنند » (3)

  شهيد مزاري (ره) دربرابر آنهايي كه مي گفتند : زن حق شركت در انتخابات را ندارد مي ايستد وفرياد مي كشد : « ماسيستم انحصار را بهر شكل وشيوة آن رد مي كنيم وطرفدار شركت كليّة مردم افغانستان اعم از زن ومرد ، پير وجوان و... براي تعيين سر نوشت سياسي شان هستيم ، اين عادلانه نيست كه مردان حق شركت در انتخابات را داشته باشند ولي زنان ازاين حق مسلم شان محروم باشند ، همه حق دارند در انتخابات شركت كنند » (4) 

    حزب وحدت عملا نيز تعداد 10نفر از زنان را به عنوان عضو شواي مركزي اين حزب بر مي گزيند وزنان رسما در مركز تصميم گيري حزب راه مي يابند ودرتمام امور سياسي ، فرهنگي ، وحتي نظامي داراي طرح وبرنامه ونظر مي شوند ، در انتخابات وتعيينات سالانه حزب رأي مي دهند ورأي مي گيرند ، انتخاب مي كنند وانتخاب مي شوند ، وبحسب صلاحيت وشايستگي واستعداد شان در تمام كميته هاي دهگانة حزب مشغول فعّاليت مي گردندامّا «كميتة امور زنان وكميسيونهاوبخشهاي مربوطه» منحصرا توسط خانمها اداره مي شوند .

  وحضرت آيت الله العظمي محقق كابلي نيز به عنوان يك مرجع ديني از حقوق سياسي واجتماعي زنان مجدّانه دفاع نموده مي فر مايد :

« زن به عنوان نيمي از پيكر جامعة اسلامي بايد درتمام تحوّلات سياسي، اجتماعي وفرهنگي حضور داشته واز مظالم وستمگريهاي دشمنان اسلام نسبت به زنان دفاع نمايند ، يقينا خواهران نيز بخوبي مي دانند كه هيچ كس دلسوز تر درمسائل مربوط به زنان ازخود شان نخواهد بود » (5)

   وخلاصه زنان در قلمرو حزب وحدت اسلامي افغانستان ، هويت سياسي ، اجتماعي وفرهنگي خود را بدست آورده وبطور فعال در صحنه ها حضور مي يابند وباري از دوش برادران شان بر مي دارند .

   آمّا در دوران حاكميت ظالمانه متحجرانة طالبان ، زن وضعيت بسيار اسفبارو وحشتناكي پيدا مي كند ودقيقا به همان وضعيت عصر جاهليت قبل از اسلام برمي گردد . زناني كه آرام آرام حضور شان را در اجتماع مي قبولاندند ، يك مرتبه گرفتار ودر زندان هاي به نام خانه ها محبوس مي گردند .

    وبه قول خانم بينينو، با قدرت گرفتن طالبان درافغانستان زنان اين كشور هرآنچه راطي 20سال اخير بدست آورده بودند طي 24 ساعت ازدست دادند . (6)

  طالبان هرمنطقه اي را كه اشغال نمودند اوّلين كاري راكه بنام اجراي شريعت كردند ، زنان را به بند كشيدند وبه آنها دستور دادند كه از خانه ها خارج نشوند وسركار شان حاضر نگردند واگر احيانا با عذر موجّه شرعي ازخانه بيرون مي روند بايد با پوشش كامل ( پوشاندن سروصورت وبدن وپاها ) آنهم با همراهي يكي از محارم شان باشند وبرقع را به عنوان حجاب شرعي بطور اجباري براي زنان تعيين كردند ، وهمينطور از موتروان ها (راننده ها) خواستند كه از سوار كردن زناني كه بامحارم شان همراه نباشند جدّا خود داري نمايند ، وحتي شنيدن صداي پاي زن را براي مرد نامحرم حرام شمردند ودرصورت عدم رعايت اين دستورات ، متخلّف را درملأ عام شلاّق زدند .

 در مناطق تحت كنترل طالبان مخصوصا كابل ومزار شريف تعداد زيادي از زنان بخاطر رعايت نكردن دستورات طالبان بخصوص زنان بي سرپرستي كه چاره اي نداشتند جز اينكه جهت يافتن قوت لايموت براي يتيمان پدر ازدست داده شان ازخانه ها بيرون روند ، در ملأعام مورد ضرب وشتم وهتك حرمت قرار گرفتند ودر مواردي مادراني را درپيش چشمان اشكبار ووحشت زدة كودكان خرد سال شان به ركبار شلّاق بسته وصحنه اي را بوجود آ وردند كه قامت كوه را خم ودل هر سنگدلي را آتش زدند .

    طالبان همان عقائد وفرهنگ منحط وقرون وسطايي قبيله اي شان را به نام شريعت اسلامي در تمام موارد بخصوص در بارة زنان اجرا مي كردند . وبراساس همان برداشت انحرافي شان فتوي دادند كه تحصيل زنان از نظراسلام جايز نيست و مكاتب دخترانه وآموزشگاههاومؤسسات ومراكز زنانه را مسدود نموده مي گويند : درس خواندن دختران تاسن 9سالگي مجاز است .

     وحال آنكه پيامبر عزيز اسلام(ص) تحصيل علم ودانش را بر همة مسلمانان چه مردوچه زن واجب وفرض اعلام نموده مي فرمايد : « طلب العلم فريضة علي كلّ مسلم ومسلمة » ( حديث درنزد فرقين متواتر است )

  ونيز تحصيل علم را محدود به زمان خاص ومكان خاص وازمعلم خاص ندانسته مي فرمايد : « اطلبواالعلم من المهد الي اللحد»  ومي فرمايد « اطلبواالعلم ولو بالصّين»

    در مناطق تحت اشغال طالبان ، زنان ازرفتن به حمّامهاي عمومي جهت نظافت وبهداشت واغسال واجبه ممنوع بودند ، طالبان حمامهاي عمومي زنانه را مراكز ضدّ اسلامي دانسته دستور بسته شدن آنها را صادر نمودند  .« مدير يكي از حمآمهاي عمومي اعلام كرد: طالبان نامه اي براي 32 حمّام داراي دوش براي زنان ارسال كرده وبراي آنها دستور داده اند كه فورا درب حمّامهاي خودرا ببندد ، وي گفت: بما دستور داده شده كه درب حمّامهاي خود را ببنديم زيرا بعقيدة طالبان مغاير باسلام است كه زنان به حمّامهاي عمومي بروند » (7)

  در همين ارتباط گزارش ذيل قابل توجه است :

   « طبق گزارش راديو بي بي سي ، به تاريخ7/9/1379 بنقل از يك گزارش داخلي از دفتر همكاري وكمكهاي بشر دوستانة سازمان ملل متحد براي افغانستان كه در اسلام آباد پاكستان قرار دارد منتشر شده است كه  بسته شدن حماّمهاي عمومي زنانه در كابل توسط طالبان ، موجب پديد آمدن دشواريهاي زيادي براي زنان در اين شهر شده است ، طالبان دو هفته پيش رفتن زنان را به حمامهاي عمومي قدغن كردند ... دراين گزارش آمده است كه همة 32 حمام مخصوص زنان در كابل از جانب طالبان مسدود شده است زيرا به عقيدة آنها حمام رفتن زنان غير اسلامي است ، بر اساس اين گزارش ، اقدام مذكور پيامد هاي اجتماعي واقتصادي بسيار خواهد داشت ، زنان نه تنها از اين حمامها براي گرفتن آب استفاده مي كردند كه به آساني در كابل دردسترس نيست بلكه محل ملاقات اجتماعي زنان نيز محسوب مي شود ، مهمتر ازآن نظافت ركن مهم زندگي براي يك مسلمان است ، براي هر مسلماني فرض است تا قبل از اداي نماز وضوء بگيرند         

همچنين براي زنان مسلمان مهم (فرض) است كه بعد از زايمان وعادت ماهيانه بطور كامل غسل كنند.

    در گزارش گفته شده كه احتمالا در اثر سياست جديد طالبان وضع بهداشت در سراسر شهر وخيم خواهد شد ، در گزارش سازمان ملل متحد آمده است كه طالبان زنان را ازرفتن به يك محل باز وملاقات با يكديگر منع مي كنند وقيودات خودرا برآنها مانند منع اشتغال وآموزش شدّت بخشيده اند.

 در گزارش نتيجه گيري شده است كه زنان در كابل بيش از پيش در خانه هاي شان منزوي مي شوند ، سازمان ملل متحد تا بحال موفق نشده است طالبان را قانع كندكه سياستهاي آنان درموردزنان ، آيندة كمكهاي بين المللي را كه افغانستان به آن نيازمند است بخطر خواهد انداخت .

  وضعيت بهداشتي واجتماعي زنان در كابل پس ازممنوع شدن رفتن زنان به حمامهاي عمومي توسط طالبان بسيار وحشتناك تر شده است » (8)

  با اينكه خبرنگاران وگزارشگران در قلمرو حاكميت طالبان دچار محدوديتها وممنوعيتهايي بودند ، اگر خواسته باشيم اخبار وگزارشات شان را از اعمال ورفتار هاي وحشيانة طالبان در مورد زنان كه از شبكه ها ورسانه ها وجرائد پخش ونشر شده اند جمع آوري نماييم خود كتاب بزرگي خواهد شد .

  طالبان بعد از فروپاشي شان نيز جنايات وحشيانه اي را در حق زنان مرتكب شده ومي شوند كه  ترور بيرحمانه خانم ملالي كاكر  رئيس پوليس قند هار نمونة آن است ، به اين گزارش توجه نماييد :

   «"ملالي كاكر" رئيس پليس زنان شهر قندهار، امروز صبح هنگامي كه قصد رفتن به محل كار را داشت به دست يك فردمسلح به قتل رسيد .                                                                                                  

به گزارش گروه حوادث خبرگزاری زنان ایران "ایونا" ،  "زلمي ايوبي" سخنگوي والي قندهار اعلام كرد كه "ملالي كاكر" صبح امروز هنگامي كه منزلش را به قصد محل كار ترك كرد به دست فردي مسلح به قتل رسيد كه در اثر اين تيراندازي فرزند وي نيز مجروح گرديده است.
"قاري يوسف احمدي"، سخنگوي طالبان قتل "ملالي كاكر" را به عهده گرفت و اعلام كرد كه قتل وي، هدف گروه طالبان بود كه با موفقيت به انجام رسيد.

 

         مرحومه ملالي كاكر

«ملالي كاكر» از فعالان پليس زن در شهر پرآشوب قندهار بود كه بارها از سوي طالبان تهديد به مرگ شده بود.(9)

  در اين اواخر جنايت هولناك ديگري كه توسط طالبان انجام شد اسيد پاشي بر رخسار دختران مكتب در ولايت قند هاربود ، اين عمل ضد انساني را بي بي سي چنين گزارش نموده است :

     مقامات در جنوب افغانستان می گویند، مردان ناشناس در ولایت قندهار در جنوب افغانستان به سر و صورت دست کم پانزده تن از دختران دانش آموز اسید پاشیده اند. مقامات وزارت معارف گفته اند در این حادثه پانزده تن به شمول دو آموزگار مجروح شده اند، اما مقامات محلی قندهار شمار مجروحان این حادثه را سی تن اعلام کرده اند.

       محمد داوود فرهاد مسئول بخش جراحی در شفاخانه میرویس قندهار گفت شش تن از این دختران به شفاخانه منتقل شدند و سه تن از آنها به دلیل جراحت چشم تحت مداوا قرار دارند اما زخم های بقیه دانشجویان سطحی بوده است.

آقای فرهاد افزود دختران دانش آموز چادری (برقع) بر سر داشتند که صورت آنها را از آسیب های بیشتر محافظت کرده است.

 

این حادثه در محلی موسوم به "میرویس مینه" در داخل شهر قندرهار به وقوع پیوست. مقامات ولایت قندهار و شاهدان عینی می گویند دو نفر که سوار بر مو تورسکلیت بودند با تپانچه های پلاستیکی مملو از اسید به دختران حمله کردند.

مقامات وزارت معارف در کابل این حمله را محکوم کرده و می گویند نیروهای امنیتی قندهار دو تن را به ظن دست داشتن در این حمله بازداشت کرده اند. حامد علمی سخنگوی وزارت معارف افغانستان می گوید در حال حاضر تلاشها برای جلوگیری از حضور دختران در مکتب و نهادهای آموزشی از سوی گروههای مسلح مخالف دولت به ویژه در مناطق نا آرام به شدت ادامه دارد.

مقامات وزارت معارف افغانستان می گویند سه سال پیش نیز در حادثه مشابهی افراد ناشناس گروهی از دانش آموزان دختر را در ولایت قندهار، مورد حمله قرار دادند.

در زمان حاکمیت طالبان مکاتب دخترانه در مناطق تحت کنترل آنها بسته بود. پس از روی کار آمدن حکومت به رهبری حامد کرزی دختران توانستند آموزش را از سر بگیرند اما حلدثه قندهار نشان می دهد که دختران در مناطق نا آرام هنوز هم با دشواری های زیادی روبرو هستند.

سال گذشته گروهی از افراد مسلح، دانش آموزان یک مکتب دخترانه را در ولایت لوگر به رگبار بستند که در نتیجه آن سه تن کشته شده و چهارتن دیگر زخمی شدند.

درحال حاضر مقامات وزارت معارف افغانستان می گویند در نتیجه افزایش ناامنی ها حدود شش صد مکتب در مناطق ناآرام افغانستان بسته شده و حدود سه صد هزار تن از دانش آموزان، از ادامه آموزش محروم شده اند. (10)       

   خلاصه در منطق طالبان، زن محكوم به حبس ابد در درون خانه بوده واز حشرونشر اجتماعي مطلقا محروم بوده است وحتي زنان مريض در حال مرگ هم حق مراجعه به داكتر مرد را نداشته اند ودر نتيجه همان مي شده كه گفته اند « زن خوب آنست كه يادر خانه باشد يا در گور »

   بعد از سقوط رژيم طالبان توسط آمريكا وانگليس وجبهة متحداسلامي افغانستان ، وبرگزاري اجلاس «بن» زير نظر سازمان ملل وتشكيل دولت موّقت به رياست  حامد كرزي وانتخاب دو نفر زن در كابينة اين دولت ، قرار شد ه كه زنان افغانستان از حبس وزندان آزاد شوند ، ودردورة فعلي از تاريخ افغانستان ،تب وتاب وشور شوق حضور زنان در عرصه هاي مختلف بوجود آمده است و در قانون اساسي كشور موادي به نفع زنان گنجانده شده است .

     در مادة 22 آمده : « هرنوع تبعيض وامتياز بين اتباع افغانستان ممنوع است ، اتباع افغانستان اعم از زن ومرد دربرابر قانون داراي حقوق ووجايب مساوي مي باشند» .

      در مادة 44 تصريح شده: « دولت مكلف است به منظور ايجاد توازن وانكشاف تعليم براي زنان ، بهبود تعليم كوچيان وامحاي بي سوادي در كشور پروگرامهاي مؤثر طرح وتطبيق نمايد »

   در مادة 83 آمده است : « در قانون انتخابات بايد تدابيري اتخاذ گردد كه نظام انتخاباتي ، نمايندگي عمومي وعادلانه رابراي تمام مردم كشور تأمين نمايد وبه تناسب نفوس از هر ولايت طور اوسط حد اقل دو وكيل زن در ولسي جرگه عضويت يابد »

 در مادة 84 قانون اساسي گنجانده شده كه يك ثلث از اعضا ي مشرانو جرگه را رئيس جمهور تعيين مي كند واز اين ثلث تعداد پنجاه فيصد ازبين زنان منصوب مي شود .

  اما اينكه زنان افغانستان واقعا جايگاه اجتماعي شان را بدست خواهند آورد يانه ؟ ترديد وجود دارد ، چون تا فرهنگ وسنت اجتماعي وخا نوادگي  دربارة زن افغانستان تغير نيابد، وتا امكانات تعليم وتربيت به حد كافي ومساوي بامردان دراختيار زنان قرار نگيرد ، وتا تمام زمينه هاي رشد وتكامل براي زنان فراهم نشود ، وتاامنيت رواني وجسماني شان تأمين نگردد ،  وتا زنان بطور طبيعي خود را به درجة مردان نرسانند وتا بالياقت وشايستگي مقامها ومنصبها را احراز نكنند ، ولو نصف وزرا و وكلا ازبين زنان انتخاب وانتصاب شوند زنان جايگاه اصلي وواقعي شان را بدست آورده نمي توانند . زني كه رشد عقلاني و فكري نيافته واز لحاظ علمي ، سياسي ، فرهنگي وتخصصهاي لازم به حد كمال نرسيده باشد ، مقام رياست جمهوري هم اگر به او واگزار شود نمي تواند براي جامعه واختصاصا براي زنان كاري انجام بدهد .

                      واماّ نقش اجتماعي زن از نظر اسلام :

   اسلام حضور سالم وسازندة زنان را در صحنه هاي سياسي ، اجتماعي وحتي نظامي نه تنها منع ننموده بلكه در مواردي واجب كرده است .

   يكي از صحنه هاي بسيار حساس ومهم اجتماعي فريضة عبادي سياسي حج است كه خداوند متعال برزنان مستطيع حضور در اين آيين باشكوه اجتماعي را واجب كرده است وحتي شوهر زن نمي تواند وي را از شركت در مراسم شكوهمند حج جلوگيري نمايد واين بزرگترين نماد حضور زن دراجتماع از نظراسلام است .

   وهمينطور اگر بلاد اسلامي مورد تعرض دشمن واقع شود، برمرد وزن ، بزرگ وكوچك واجب مي شود كه درميدان دفاع از سرزمين اسلامي وارزشهاي ديني حضور مسلحانه پيداكنند ، ويادر پشت ميدانهاي جهاد به مداواي مجروحين وپخت وپز غذا وشستشوي لباسهاي مدافعان بپردازند ودر يك كلام بهر شكلي كه وجود شان دردفاع مؤثر است در صحنه حضور يابند .

 در جنگهاي صدر اسلام ، زنان حضور فعال داشتند درپشت ميدانهاي جنگ از مجروحين پرستاري مي كردند و به كمك مبارزان شتافته به آنها روحيه مي دادند وآنهايي را كه از ميدان نبرد فرار مي كردند وپيامبر (ص)را تنها مي گذاشتند سرزنش نموده تشويق وتشجيع مي نمودندودوباره به ميدان بازمي گرداندند.

در جنگ احد فداكاري زني به نام نسيبه معروف است ، در جنگ خيبر حضور عده اي از زنان بني غفار درتايخ ثبت شده است .  ليلا غفّاريه در جنگهاي متعدد با پيامبر (ص)بوده ودر جنگ جمل در كنار سربازان امام علي (ع) ايفاي نقش نموده است.

   فاطمة زهرا (س) كه درتمام ابعاد زندگي براي زنان مسلمان الگو وسرمشق است ، در جنگ احد بعد از مجروح شدن پيامبراسلام(ص) شخصا باعدة اي از زنان مدينه در احد رفت تا از احوال پيامبر (ص) واوضاع جبهه وجنگ آگاهي يابد وبه مبارزان ياري رساند. حضور حضرت زهرا (س) در احد صرفا يك امر عاطفي بخاطر مجروح شدن پدر بزرگوارش نبود بلكه مي خواست براي زنان عملا الگو وسرمشق بدهد كه اگر چنانچه جان رهبر وپيشواي مسلمين در خطر افتد وارزشهاي اسلامي مورد هجوم وتاخت وتاز دشمن قرار گيرند ، بر زنان هم واجب مي شود كه درصحنه حضوريابند وازاسلام ورهبري آن دفاع كنند

   ويا آنگاه كه فدك كه ملك حقّه اش بود غصب مي شود با اينكه همسرگرامي اش حضرت امام علي (ع) وفرزندانش حسن وحسين ( عليهما السلام) هستندكه از جانب او اقامة دعواي حق نمايند ، اما حضرت فاطمه(س) خود شخصا جهت احقاق حقش اقدام مي كند تا عملا به زنان بگويد كه اجازه ند هيدحق شما غصب شود وبراي احقاق حق تان خود اقدام نماييد .

 ويا اينكه درمسجدرسول الله (ص) حاضرمي شودوخطبة بليغ وشيوايي را ايرادمي نمايدوبامنطق رسايي كه مخصوص آن خانوادة پاك است ازعملكردامت برخلاف وصيت پيامبر (ص) بالحن تند وصريح انتقاد مي كند واز مقام شامخ امامت وولايت واز حق غصب شدة خويش وهمسر بزرگوارش بشدّت دفاع مي كند تابراي هميشة تاريخ براي نسل انسان بخصوص زنان الگو بدهد كه اگر ركني از اركان اسلام واصلي از اصول دين وحقي از حقوق مورد انكار وتجاوز قرار گرفت جهت دفاع از آن بايد مجدّانه به پاخاست .

   وخلاصه تمام جلوه هاي رفتاري وگفتاري زهراي مرضيه (س) نه تنها براي زنان بلكه براي همه الگوونمونه است وهر جامعه اي كه در حيات فردي واجتماعي خود الگوي ثابت وجاويد داشته باشد هيچ گاه دچار سردرگمي نمي شود .

   همراهي عقيلة بني هاشم حضرت زينب كبري وسايرزنان ودختران هاشميه وغير هاشميه با امام حسين(ع) در قيام خونين عاشورا واصرار امام حسين (ع) به اين همراهي ازآغازحركت بسوي كربلا ، شاهد اين است كه زن مي تواند درامور اجتماعي وسياسي نقش سازنده اي داشته باشد .

   واقعا اگرحضورزينب (س) درنهضت عاشورا نبود واز قيام خونين امام حسين (ع) تبليغ نمي كرد وآن خطابه هاي آتشين رادر كوفه وشام ومجلس يزيد ايراد نمي نمود وماهيت پليد يزيد ويزيديان را افشا وبرملا نمي ساخت معلوم نبود چه مي شد .

 وهمينطور زنان ديگري كه درصحنه هاي سياسي ، اجتماعي ونظامي خوب درخشيده اند ودر اين مقال مجال بيان شرح حال آنهانيست.

    يكي از دلايل بسيار روشني كه نقش پذيري اجتماعي وسياسي زن را باثبات مي رساند حضور شكوهمند 50نفرزن درجمع 313 نفر ياوران خاص امام زمان (عج) درآغاز ظهور آن حضرت است .

   « عالم جليل القدر ومحدّث ثقة صدوق ، شيخ ابوا لنضر عياشي ( از عالمان سدة سوم هجري ) در كتاب معتبر تفسير خويش (تفسير العيّاشي ) ازطريق جابر جعفي ، از حضرت امام محمد باقر (ع) حديثي دربارة ظهور حضرت ولي عصر عجل الله فرجه الشريف نقل كرده در اين حديث از جمله چنين آمده است :  « ... الا! انّا نستنصر الله اليوم وكلّ مسلم ويجيئ والله ثلثمأة وبضعة عشر رجلا ، فيهم خمسون امرأة يجتمعون بمكّة علي غير ميعاد ، قزعا كقزع الخريف »  يعني ( چون مهدي (عج) به مكه آيد وميان ركن ومقام نماز گزارد ، باوزير خويش روي به مردم كند وفرياد زند اي مردم آگاه باشيدماامروزازخدا ياري مي طلبيم واز مسلمانان ، پس ازاين ندا ، به خداي سوگند 313تن نزد اوگرد آيند ،كه درميان آنها 50 زن هست ، اينان بدون وعدة از پيش ، ازاين سوي وازآن سوي ة مانند ابرهاي پراكندة پائيزي بهم مي پيوندند ودرمكه بحضور مهدي (عج) مي رسند » (11)

   اسلام هماره از نقش پذيري اجتماعي زنان حمايت نموده وبامحروم كردن آنان از فعاليتهاي سياسي ، اجتماعي فرهنگي واقتصادي مخالف بوده وهست .

   اسلام نگفته زن از خانه بيرون نرود بلكه براي بيرون رفتنش شرايطي وضع كرده كه هم به نفع اجتماع است وهم به مصلحت خودزن .

  اسلام به زن حق فراگيري علم ودانش داده مي فرمايد : « طلب العلم فريضة علي كل مسلم ومسلمة » ويا « علي كلّ مسلم » كه اعم اززن ومرد است.

   اسلام به زن استقلال اقتصادي داده مي فرمايد : « للرجال نصيب ممّااكتسبواوللنّساء نصيب ممّااكتسبن »(12)

 براي مردان از آنچه كسب مي كنند وبدست مي آورند بهره اي است وبراي زنان ازآنچه كسب مي كنند بهره اي است .

     اسلام نمي خواهد زن موجود عاطل وباطل باشد بلكه مي خواهد زن يار ومدد كار مرد باشد چه در محيط خانه وتربيت فرزندان وادارة منزل وچه بحسب تخصص علمي واقتضاي شغلي اش در خارج ازمحيط خانه .

   در انجام بسياري ازوظايف اجتماعي شايستگي كه خانمها دارند آقايان ندارند  ، مثلا در بيمارستانها جهت پرستاري بيماران ، زنان لياقت بيشتر دارند ، بيماران روح افسرده ، قلب شكسته ،اعصاب ناآرام وجسم دردمند وبي تاب دارند ونياز مند برخورد هاي لطيف عاطفي ومهر آميز وآرام بخش هستند ، واين زنانند كه مي توانند بانيروي جوشان وقوي احساس وعاطفة شان به بيماران خسته وتب دار آرامش بخشند وبه جريان بهبودي شان سرعت دهند .

   ونيز در تنظيف وبهداشت محيط بيمارستان وبخشهاي محل استراحت بيماران ورعايت دقيق ساعات دستوري دارو به بيماران ، زنان مهارت وصبر وتحمل بيشتر ازمردان دارند .

  وهمينطور درمراكزآموزش ابتدايي از كلاس اول تا سوم ابتدايي ، براي دانش آموزان دختروپسر ، زنان جهت معلّمي ومديريت سزوار ترند ، چون دانش آموزان  اين مقطع كودكاني هستند كه براي اولين اززير بالهاي گرم وپرمهر مادران بيرون مي پرند ووارد عرصة دانش آموزي مي شوند ودر محيط مدارس نيز همان مادران بايد آنهارا زير بال وپر بگيرند وبه جسم لطيف وروح فوق العاده حساس شان حرارت وگرما بخشند ، والا ضربه هاي جبران ناپذير خواهند خورد ، مادران همانطور كه درمحيط خانه در تربيت كودكان استعداد بيشتر ي دارند در مدارس نيز چينينند .

    وهمينطور زنان در بسياري از امور احتماعي ديگر اگر استعدا بيشتري نداشته باشند دست كمي از مردان ندارند.

 با اين حال اگرزن رادرمحيط خانه زنداني كنيم واز مشاركت اودر امور اجتماعي جلو گيري نماييم نيمي از نيروي كاري را جواب كرده ايم ، فرض نماييد اگر يك طرح كاري بزرگ ودراز مدت بريزيم وشروع به كاركنيم ، اگر تنها از نيروي مردان استفاده نماييم 30 سال بعد به نتيجة مطلوب مي رسيم ، واگر ازنيرو وتواناييهاي زنان نيز بهره گيريم  حتما 15 سال بعد به نتيجة دلخواه دست مي يابيم .  چه زيبا گفته اند اين مثلهارا «زن كاري مردكاري ، تابگردد روزگاري» « زن وزير مرد است »  .

  « عنايتي كه اسلام به زنان دارد بيش از عنايتي است كه به مردان دارد »  اين جمله از فرمايشات  امام خميني(ره) است ، بزرگ مردي كه در تمام عمر شريفش اززن اين قشر مظلوم جامعه دفاع نموده وبه او شخصيت وكرامت انساني داده وباتوجه به مظلوميت اين قشر محروم هماره از حقوق سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي واقتصادي او دفاع كرده است بيانات ذيل  « مشت نمونة خروار » از توجهات آن عزيز در بارة وظايف اجتماعي زن است :

* زن نقش بزرگي در اجتماعي دارد، زن مظهر تحقق آمال بشر است، زن پرورش ده زنان و مردان ارجمند است، از دامن زن مرد به معراج مي رود، دامن زن محل تربيت بزرگ زنان و بزرگ مردان است.  (13)   

* در نظام اسلامي، زن به عنوان يك انسان مي تواند مشاركت فعال با مردان در بناي جامعة اسلامي داشته باشد ولي نه به صورت يك شي، نه او حق دارد خود را به چنين حدي تنزل دهد و نه مردان حق دارند كه به او چنين بينديشند. (14)  

* زنان از نظر اسلامي، نقش حساسي در بناي جامعة اسلامي دارند و اسلام زن را تا حدي ارتقاء مي دهد كه او بتواند مقام انساني خود را در جامعه باز يابد و از حد شي بودن بيرون بيايد و متناسب با چنين رشدي مي تواند در ساختمان حكومت اسلامي مسئوليت هايي به عهده بگيرد.(15)           

* زنان همچون مردان در ساختن جامعة اسلامي فردا شركت دارند، آنان از حق رأي دادن و رأي گرفتن برخوردارند.(16) 

* اسلام زن را مثل مرد در همة شئون (همانطوري كه مرد در همة شئون دخالت دارد) دخالت مي دهد. (17                                                                                           

* زن بايد در مقدرات اساسي مملكت دخالت كند.(18)                                

* خانم ها حق دارند در سياست دخالت بكنند، تكليف شان اين است.(19)                     

* زن ها حق رأي دارند، از غرب بالاتر است اين مسائلي كه براي زن ها ما قائل هستيم، حق رأي دارند، حق انتخاب دارند، حق انتخاب شدن دارند. (20)                          

* خواهرهايي كه تا كنون داخل در مسائل روز نبودند، در مسائل داخل بشوند.(21)

* امروز بايد خانم ها وظايف اجتماعي خودشان را و وظايف ديني خودشان را بايد عمل بكنند و عفت عمومي را حفظ بكنند و روي آن عفت عمومي كارهاي اجتماعي و سياسي را انجام بدهند. (22                                                                                          

* بايد همة زن ها و همة مردها در مسائل اجتماعي، در مسائل سياسي وارد باشند.(23                                                                                        

* همانطوري كه مردها بايد در امور سياسي دخالت كنند و جامعة خودشان را حفظ كنند، زن ها هم بايد دخالت كنند و جامعه را حفظ كنند، زن ها هم بايد در فعاليت هاي اجتماعي و سياسي همدوش مردها باشند،‌البته با حفظ آن چيزي كه اسلام فرموده است.(24)                                                                                         

* عنايتي كه اسلام به زنان دارد بيشتر از عنايتي است كه به مردان دارد، در اين نهضت زنان حق بيشتري از مردان دارند، زنان و مردان شجاع را در دامان خود بزرگ مي كنند، قرآن انسان ساز است و زنان نيز انسان ساز، اگر زنان شجاع و انسان ساز از ملت گرفته شوند، ملتها به شكست و انحطاط كشيده مي شوند، قوانين اسلام به صلاح زن و مرد است. (25)          

* زن مربي جامعه است، از دامن زن انسانها پيدا مي شود، مرحلة اول مرد و زن صحيح از دامن زن مي باشد، سعادت و شقاوت كشورها بسته به وجود زن است، زن با تربيت صحيح خود انسان مي سازد و كشور را آباد مي كند. (26)                                                  

* زن ها در صدر اسلام در ميدانها مي رفتند، در جنگهاي اسلامي زنها مي رفتند در ميدانها براي پرستاري زخميها، زنها در محفظه بمانند؟ چه كسي چنين چيزي به شما گفته است؟(27)                                         

* زنان در جامعة اسلامي آزادند و از رفتن آنها به دانشگاه و ادارات و مجلسين به هيچ وجه جلوگيري نمي شود، از چيزي كه جلوگيري مي شود، فساد اخلاقي است كه زن و مرد نسبت به آن مساوي هستند و براي هر دو حرام است. (28)

* مردها در دامن شما بزرگ شدند، شما تربيت كنندة مردها هستيد، قدر خودتان را بدانيد، اسلام قدر شما را مي داند. (29)                                                    

* كمك هاي بانوان ارزشش چند برابر كمك هاي مردان است خداوند شما را حفظ كند و شما را براي تربيت انسانها كه شغل انبيأ است، براي تربيت انسان ها كه شغل انبيأ است حفظ كند، سلام بر همه شما و رحمت بر همه شما. (30)                           

* دامن مادر بزرگترين مدرسه اي است كه بچه در آنجا تربيت مي شود، آنچه كه بچه از مادر مي شنود غير از آن چيزي است از معلم مي شنود، بچه از مادر بهتر مي شنوند تا از معلم، در دامن مادر بهتر تربيت مي شود تا در جوار پدر، تا در جوار معلم، يك وظيفة انساني است، يك وظيفة الهي است، يك امر شريف است، انسان درست كردن است.(31)                                                            

* بانوان محترم! مسئوليد همه، مسئوليم همه، شما مسئول تربيت اولادها هستيد، شما مسئوليد كه در دامن هاي خودتان اولادهاي متقي بار بياوريد، تربيت كنيد، به جامعه تحويل دهيد، همه مسئول هستيم كه اولادها را تربيت كنيم لكن در دامن شما بهتر تربيت مي شوند، دامن مادر بهترين مكتبي است از براي اولادها.  (32                              

* يك مادر ممكن است يك بچه را خوب تربيت كند و آن بچه يك امت را نجات بدهد، و ممكن است بد تربيت كند و آن بچه موجب هلاكت يك امت بشود.(33)        

* نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است براي اينكه زنان، بانوان علاوه بر اينكه خودشان يك قشر فعال در همة ابعاد هستند، قشرهاي فعال را در دامن خودشان تربيت مي كنند.(34)        

* زن نيمي از جامعه است وتربيت كنندة نيمي دگر از آن .(35)

 نتيجه اين شد كه از نظر اسلام زن زنداني دردرون منزل نيست واينكه مي گويند : « زن جه حق دارد كه دركارمرد ( اموراجتماعي ) دخالت كند » مردود است ، «زن بايد درمقدرات اساسي مملكت دخالت كند » و« عنايتي كه اسلام به زنان دارد بيش از عنايتي است كه به مردان دارد »

  بنا براين جوامع اسلامي بجاي اينكه زن راكه عضو از پيكر جامعه است از جامعه جدا كند ، بايد جامعه را بسازند وتربيت كنند ورشد ديني ومذهبي واسلامي را بالاببرند تا افراد واعضاي جامعه از زن ومرد بدون هراس ازهمديگروبدون ناامني وبدون وقوع فساد وفحشا با كمال امنيت وسلامت دركنارهم به فعاليت اجتماعي وروابط انساني شان ادامه دهند ، اين است خواسته اسلام.

پا نوشت ها :

(1) ضرب المثلها از كتاب «زن در آيينة ضرب المثلها » گرد آوري محمد علي برهاني شهرستاني ، گزنيش شده است .

(2) پاسدار اسلام –ش51- مقاله «زن دراسلام»

(3)فرياد عدالت ( مصاحبة استاد با خبر نگار جمهوري اسلامي ايران، يكشنبه 17/8/1371)

(4) هاجر(نشريه كميسيون زنان حزب وحدت اسلامي افغانستان ) شماره 11 – ص1

(5) مرجعيت رمز بقاء تشيع – ص238

(6) بنياد وحدت-شماره119-ص8 بنقل ازخبر گزاري فرانسه. 

(7) نشريه گل سرخ –شماره 25-26-ص 17.    

 ( 8) هاجر(نشريه كميسيون زنان حزب وحدت اسلامي افغانستان ) شماره10.         

 (9)ايونا-تهران-سرويساجتماعي-حوادث-8/7/1387 

 (10)  11:36 گرينويچ - چهارشنبه 12 نوامبر 2008 - 22 آبان 1387 / بی بی سی.

(11) مجلة حوزه- شماره سوم – مقاله « زن در جامعه اسلامي » به نقل از تفسير العياشي – ج1- ص65.

(12) قرآن كريم – سوره        - آيه            .

(13) ده مقاله و نكته ها و لطائف در مقام زن- ص49- محمد علي اخگري.                   

 (14) جايگاه زن در انديشة امام خميني (ره) ص65.

(15) همان- ص 66.

(16) همان.

(17) همان.

(18) همان- ص 67.

(19) همان

(20) همان- ص 69.

(21) همان - ص 71.

(22) همان- ص72.

(23) همان- ص 73.

(24) همان- ص 76.

(25) مجلة پاسدار اسلام- شمارة 28.

(26) زن از ديدگاه اسلام- علي رباني خلخالي- ص 10.

(27) در جستجوي راه از كلام امام (ره)- دفتر سوم- ص 16.

(28) جايگاه زن در انديشة امام خميني (ره)، ص 84.

(29) همان- ص 120.

(30) همان- ص 122.

(31) همان- ص 123.

(32) همان- ص 122.

(33) همان- ص 131.

 (34) همان- ص 132.

 (35) فصلنامه نهج البلاغه – ش 9و10-ص 45.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 22:34  توسط محمد علی برهانی  |