تبليغاتX
گنجینه حکمت - ويژگيهاي شخصيت آ يت الله محقق خراساني

گنجینه حکمت

عمومی در حوزه علوم انسانی


 

 

 

ويژگيها وبرجستگي هاي بارز شخصيت زنده ياد علامه آيت الله محقق خراساني، درگفت وگويي با استاد ناطقي

 تهيه كننده : محمد علي برهاني شهرستاني

جناب آقاي محمد ناطقي سفير پيشين دولت اسلامي افغانستان در ليبيا بعد از پايان پنج سال انجام وظيفه درسفارت، در تاريخ 18/4/1387 ليبي را ترك گفته عازم افغانستان گرديد. در مسيرعزيمت به افغانستان مدت چند روزي جهت زيارت امام رضا عليه السلام وديدار با اساتيد و علماء بزرگ افغانستاني و دوستان قديمي در مشهد مقدس توقف داشت و ما در خدمت ايشان بوديم.  دراين مدت جلساتي كه با ايشان داشتيم از تحليلها و تفسير هاي سياسي و اجتماعي و نيز مباحث علمي  و خاطرات و گزارشات ايشان استفاده هاي فراوان برديم . از جمله روزي جناب استاد از خاطرات دوران طلبگي اش در حوزه علميه نجف اشرف براي ما تعريف مي نمو د . سخن پيچيد روي آشنايي ايشان با علامه سترگ ، بو علي سيناي ثاني ، فقيه و اصولي چيره دست ، فيلسوف ومتكلم كم نظير و خطيبب توانا واميربيان، مرحوم حضرت آيت الله شيخ محمد عيسي محقق خراساني ، در اين زمينه صحبتهاي جالبي شد ، حقير كه از مريدان مرحوم محقق خراساني هستم اين صحبتها برايم بسيار جذاب بود . روز ديگر از جناب سفیر تقاضا كرد م كه خاطراتش را از آيت الله محقق  منظم تر و در قالب يگ گفت وگو تكرار نمايد تا ضبط كنم . ايشان هم با بزرگواري اين خواهش را پذيرفت ، اينك شما خوانندگان عزيز وحاصل اين گفت وگو.

برهاني: جناب آقاي ناطقي چند روز پيش در مورد شخصيت شاخص استاد بزرگ مرحوم علامه آيت الله محقق خراساني خاطرات شريني بيان نموديد ، لطف نموده آن خا طرات را بار ديگر باز گو كنيد تا ضبط وثبت كرده از طريق سايت ها ووبلاكها به نشر سپرده در اختيار مريدان آن فقيد سعيد قرار دهيم . 

 اگر صحبتهاي تان را تحت عنوان « ويژگيها وبرجستگي هاي بارز علامه آيت الله محقق خراساني » شروع نماييد سپا سگزار مي شوم . 

  ناطقي :   بسم الله الر حمن الر حيم   ، در خدمت دوست عزيزم آقاي محمد علي برهاني شهرستاني هستم ، ايشان برمن الزام آوردند كه راجع به علامه آيت الله شيخ محمد عيسي محقق خراساني صحبت بكنم . البته من چند روز پيش در مورد شخصيت ، دانش وصفات اخلاقي آن بزرگوار  خدمت شما صحبتي داشتم  و چيزي را كه الآن مي خواهم عرض كنم، فراغ و خارج از آن گفته ها نخواهد بود و مطالب تكراري است كه انجام خواهد شد . منتها اين بار با آوردن يك ضبط بانوار كه آلآن در مقابل من قرار دارد و شما ضبط مي كنيد ومن به صورت مختصر تا آنجايكه حافظه كمك مي كند در مورد ايشان حديث خاطراتي خدمت عرض مي كنم .

           من البته شخصا در سال 1348 وارد نجف اشرف شدم ، بعد از گذشت يكي دوسال و خصوصا در سال 1350  با استاد علامه محقق آشناشدم وآن چيزي كه شديدا مرا وامثال مرا تحت تأثير قرار داد سخنرانيهاي علامه محقق بود ، ايشان در سخنرانيهاي خود حقيقتا  ابعادي از علم و دانش، ازاخلاق و فلسفه ، و از فضائل انساني را بر ملا مي ساخت كه هيچ كسي را ما به اين مرتبه ومنزلت درآن لحظة از زمان ازخطباء نمي ديديم . خطباي زيادي سخنراني مي كردند وما در منا سبتها وايام عاشورا يا در منا سبتهاي ولادت در محافل شركت مي كرديم ، اما سخنرانيهاي علامه محقق از ويژگيهاي خاصّي برخوردار بودند .

شخصيت شاخص علامه آيت الله محقق خراساني ، ويژگي ها وبرجستگي هاي زياد داشت كه به بعضي از آ ن خصوصيات اشاره مي كنم.

 ويژگي اول:

  اولين ويژگي كه درآيت الله محقق بود ، فصاحت وبلاغت وزيبايي كلام بود . شما مي بينيد كه زيبايي كلام والفاظ وقالب، در نقل محتوا ومفاهيم ومضامين ، بي نهايت تأثير گذار است. هيچ شك وترديدي نيست كه درآن زمان دربين هزاران عالم وصدها خطيب ، علامه محقق بمثابة يك ستارة درخشان در فضاي علم ودانش  درحوزه علميه نجف اشرف مي درخشيد . ايشان از لحاظ تسلّط برزبان عربي وفارسي ، فوق العاده بود. يعني مهارت ايشان برزبان عربي وتسلط ايشان برزبان فارسي از ايشان يك اديب بي نهايت توانا وقدرتمند وارزشمند ساخته بود . هر كسي وقتي دربرابر سخنان ايشان قرار مي گرفت وخصوصا در منابر واقعا تحت تأثير اين همه خلاقيت، اين همه آفرينندگي در زبان عربي وفارسي قرار مي گرفت . يعني به اندازه اي تبحر داشت وجملاتي را خلق مي كرد والفاظي را مي آفريد كه بي نظير بود وهيچ كسي توان واستعداد اين خلاقيت وآفرينندگي را نداشت. او خلاق سخن بود، چنان شور انگيز وحماسي و سليس و روان سخن مي راند كه مخاطبانش را سحر مي كرد و واقعا سحر بيان داشت  .

  ويژگي دوم:

   ويژگي دوم ايشان اين بود كه ايشان حقيقتا يك علامه بود ، به علوم مختلف زمان آشنايي داشت ، وبه فلسفه ، كلام ، منطق، فقه، اصول ، وعرفان ومكاتب فلسفي اشاعره و معتزله و انديشه ها و افكار كلامي شيعي وهمينطور برانديشه ها ونظريات علماء وانديشمندان بزرگ ودانشمندان مسلمان آشنايي بسيار كامل داشت ، نسبت به دانشمندان مثل شيخ ابو علي سينا ، فخر رازي ، ابوريحان بيروني ، زكرياي رازي وعمر خيام وحتي حافظ شيرازي آشنايي داشت . يعني وقتي ما از ايشان سؤال مي كرديم در هر مورد ، در رابطه با هر دانشمندي  جهان اسلام كه در قرون گذشته مي زيسته اند ، مثل يك متبحر ويك متخصص ويك مطلّع به صورت بسيار كافي احاطه داشتند. در دانش اينها ، وعاشق بوعلي سينا بود ، من يادم هست بوعلي سينا را  علامه محقق خيلي دوست داشتند . در مورد علماي حوزه ، فقهاء ومراجع گذشته وحاضر ، خوب چون طبيعتا در حوزه در س مي خواند وهمة آنهارا بخوبي مي شناختند وشناخت كه چه عرض كنم ، احاطة كامل بردانش آنها داشتند واين خيلي عجيب بود، نظريات همة آنها را ايشان احاطه داشتند وگاهي بر نظريات آنها نقد مي كردند ، در سال 1350 من و هم درسهايم  رسائل ومكاسب درس مي خوانديم و تاحدود ي درك وفهم ما ازدانش استاد كم بود ، ولي فضلايي بودند درآنجا بوضوح مي گفتند كه : آيت الله علامه محقق در واقع صاحب نظريه است ، وقتي نظريات فقهاء را رد مي كردند خودش در برابر آن نظريات نظرية ديگري را ارايه مي كردند ، واين دلايلي بود بر اينكه ايشان واقعا صاحب نظر بود ومجتهد شده بود ، واين نظرياتش را در ضمن درسها ودر محافل علمي بيان مي كردند ودر مجالس علمايي وخصوصا در بيوت مراجع  ايشان بيشترين تشبثات را وبيشترين گفت وگوها را با مراجع عظام آن زمان ، امثال امام خميني (ره) ، آيت الله خوئي ، آيت الله شهيد صدر وامثال اينها داشتند ، علماء مي گفتند وماهم شاهد گفت وگوهاي بي نهايت عالمانة ايشان بااين مراجع بوديم   ، ايشان نظريات آقايان را مطرح مي كردند ونظريه وترجيحاتي كه خودش داشتند مي گفتند ، يعني مي گفتند مثلا اين نظريه فقهي را با اين استدلال تأييد نمي كنم ، بنابر اين ترجيح مي دهم اين استدلال را واين نوع نتيجه گيري را واين نوع استنباط را ، اينهم از لحاظ علم ودانش ، همانطوركه عرض كردم نه تنها در فقه واصول بلكه در فلسفه وكلام وافكار اشاعره ومعتزله كه مكاتب معروفي در عالم اسلام هستند خيلي تسلط ومهارت داشتند وكتابها وآثار ي كه از ايشان هست وسخنرانيهاي كه اگر مضبوط باشد خودش دلايل آشكاري است بر محتوا وبر تفوق وفضيلت علمي علامه محقق خراساني ،  انشاء الله اينها را شما تلاش بكنيد ، اگر خدا به شما توفيق بدهد اينهارا جمع بكنيد يك كلكسيون بسيار جامعي از انديشه ها وافكار علامه خراساني تهيه وتدارك خواهد شد . 

 ويژگي سوم :

 در مورد ويژگي وبر جستگي سوم ايشان بايد عرض كنم كه ايشان عالمي بود، فقيه ومتكلمي بود، فيلسوف ودانشمندي بود كه به علم زمان هم آشنايي داشت ، به عنوان نمونه من در يكي از سخنرانيهاي ايشان در حدود نزديك به سي سال مي شود كه اين خاطره را نقل مي كنم ، مسجدي بود بنام مسجد تر كها ، در آنجا در جمع علماء وطلاب ايشان سخنراني مي كرد در آن لحظه يعني اين داستان بر مي گردد به سي سال پيش ، ايشان درارتباط باامواج صحبت مي كرد ، امواج ارسالي راديويي وتلويزيوني ، يك پديدة كاملا نوظهور وپديدة كاملا علمي ، ودرآن سخنراني ايشان وقتي كه مبحث وبيان نحوة ارسال تصاوير از طريق امواج را مطرح كردند يك چيزي بود كه همه مبهوت مانده بودند كه اين تسلط را واين دانش را ايشان چقدر مطا لعه كرده وچقدر تسلط دارد بر اين مسائل ، واين مسائلي هستند كاملا علمي وبر مي گردد به مسائل فيزيك وبه مسائل شناخت هوا وفضا وبرمي گردد به مسائلي كاملا ساينس ، تكنولوژي ، ويك عالم در اينجا چطور به اين مسائل دست پيدا مي كند ، اينها را خيلي به زيبايي بيان مي كردند ، وآن سخنراني ايشان در مورد امواج راديويي وتلويزيوني ونحوة ارسال آنها وگرفتن گيرنده ها كه چطور آنها از آنجا توسط امواج ارسال مي شود ويك دستگاهي كه شما در اينجا داريد چطوري اينها را در يافت مي كند بصورت تصاوير ، بشكل بسيار عالمانه اينها را بحث مي كردند .

   وهمينطور در مسجد پاكستانيها كه در ايام محرم سخنراني مي كردند ، هنر علامه محقق اين بود كه دقيقا مفاهيم ومطالب علمي را سعي مي كردند منطبق بسازند با جريانات علمي وساينس وتكنولوژي .

    علامه محقق بااستاد خليل الله خليلي سفير وقت افغانستان در عراق يك رفاقت علمي وادبي پيدا كرده بودند ، كه من هم به يك منا سبتي استاد خليل الله خليلي را در سفارت افغانستان در بغداد ديدم ايشان از علامه محقق واز علم ودانش ايشان واز تسلط ايشان بر زبان عربي وفارسي بي نهايت تجليل مي كردند ، ( آقاي خليل الله خليلي شاعر معروف كه حضور ذهن تان هست )

 بعد يك رفاقت علمي ويك رابطة كاملا علمي وادبي بين خليل الله خليلي به عنوان يك روشن فكر ، يك اديب وآشنا به زبان عربي وفارسي وشاعر  وبين آيت الله علامه محقق ايجاد شده بود، اينها هميشه وقتي همديگر را مي ديدند بحثهاي خيلي گستردة علمي را در عرصه هاي مختلف مطرح مي كردند ، حتي در قسمت شخصيتهاي تاريخي مثل ابن بطوطه ، ابن خلدون وشخصيتهاي بزرگ كه در شمال آفريقا يا در مصر ويا در بلاد عربي بودند ، اينها گفت وگوهاي خيلي مفصلي در اين زمينه ها با هم داشتند .

  بعد درمورد كتابهايي كه آيت الله صدر نوشته بودند كه اين كتابها در آن زمان يك باز تاب خيلي گسترده اي را ايجاد كرده بود  مثل فلسفتنا واقتصادنا ، ايشان حتي مباحث فيزيك را كه در بخشي از فلسفتناي آقاي صدر آمده ، وقتي ما با ايشان صحبت مي كرديم خيلي راحت بحث مي كردندو مباحث فيزيك را كه در فلسفه به يك نحوي توسط آقاي صدر كه از نوابغ روزگار بود، مطرح شده، آيت الله محقق برآن مسائل احاطه داشتند وبه راحتي زبان فيزيك را در حدي كه مطرح شده بود بخوبي در ك مي كردند ، مثلا تبديل انرژي به ماده يا ماده به انرژي و خصوصيات اورانيوم كه از عناصر خيلي عجيب در فيزيك است كه مبناي ساخت وساز بمبهاي اتمي است كه بمب اتم عمدتا از اورا نيوم ساخته مي شود ، يعني دقيقا نظريات علمي مثل انشتين وامثال او كه تبديل انرژي به ماده  ياماده به انرژي كه از تئوريهاي خيلي معروف انشتين است كه در سال 1905 ايشان اين تئوري اش را مطرح كرده كه معروف است به تئوري خاص آلبرت انشتين ، بهر حال از اين قبيل مبا حث در فلسفتنا ي شهيد صدر آمده است وعلامه آيت الله محقق اين مباحث را وقتي بحث مي كردند ، بوضوح احاطه داشتند براين مباحث واين مباحث را به را حتي به شاگردانش حل وفصل مي كردند ودر سخنرانيها نمونه هايي از اين مطالب را مي آوردند .

 ودر مسجد پاكستانيها وقتي سخنراني مي كردند ، علاوه بر محتواي علمي ، فكري ، فلسفي ، كلامي ، مباحث روز كه در سخنرانيهاي ايشان بودند ، خيلي از مراجع گوش مي كردندوخيلي از مراجع در سخنراني ايشان مي نشستند و معروف است كه حضرت آيت الله العظمي خوئي وقتي سخنراني ايشان را شنيده بود ند يا گوش داده بودند  وبي نهايت از ايشان تحسين مي كرده بودند ومي گفته بودند كه در كلام ايشان من بوي دانش وعلم واجتهاد را مي بينم .

  ودر بيت امام خميني (ره) ايشان به يك مناسبتي سخنراني كردند كه در آنجا هم خصوصيت ايشان اين بود كه مسائل علم ومسائل فلسفه وكلام را با مسائل جديد ومسائل علمي امروز مطرح مي كردند ، بي نهايت زيبا مطرح كردند وقتي ايشان  از منبر پايين شد تمام طلاب و فضلاء همه به احترام ايشان برخاستند وراه باز كردند ايشان از بين جمعيت علماء رفتند ودر جاي اولي  در كنار آيت الله سيد مصطفي خميني فرزند بزرگ امام خميني كه درآن جلسه بود نشستند ، من آنجا بودم وخيلي نزديك بودم ، آغا مصطفي پيشاني علامه محقق را بوسيد وبا زبان عربي گفت: « الحق والا نصاف انت لسان الافغا نيين»

   وحقيقتا ايشان يكي از دانشمندان خيلي بزرگ ما بود ، واين شناختي بود كه من در نجف از ايشان داشتم .

  اما من در سال 1354 از نجف بيرون شدم وآيت الله خراساني در نجف بود ، بعد ديگر رابطة من شخصا بااستاد تقريبا قطع شد ، از دور جوياي احوال واوضاع ايشان بودم ، اما به دلايلي موفق نمي شدم ايشان را از نزديك ببينم.

  تااينكه در خراسان در مشهد  يك روزي با مرحوم علي اكبر مهدوي باهم به زيارت آيت الله محقق خراساني رفتيم ، ايشان يك مقدار ضعيف ونحيف شده بودند وآن شور وهيجاني كه در عراق در وجود ايشان بود نبود . در اثر بالا رفتن سن ومشكلات وگرفتاريهاي كه در اين اواخرمتأسفانه دامن گير ايشان شده بود وايشان با دشواريهاي سختي از لحاظ سياسي، ازلحاظ درماني و... مواجه شدند ، متأسفانه اوضاع به گونه اي است كه علماء وداشمندان را تا زماني كه زنده هستند كسي قدري واحترامي براي آنها قائل نيست اما وقتي به رحمت خدا رفتند بعد متأثر مي شوند .

   علامه محقق در اواخر زندگي خود در سال هاي اخير ازعمر پربركت شان دشواريهاي زيادي را متحمل شدند ودلايل شان هم متأسفانه دلايل سياسي بود .

 ويژگي چهارم:     

  يكي از ويژگيهاي شاخص آيت الله خراساني اين بود كه هرگزاين تعهد را نداشت ونمي خواست كه در حصار اسير شود ، بعضي ها در همان زمان مي گفتند ومتهم مي كردند كه ايشان ثبات سياسي ندارد وموقف مشخص سياسي ندارد واين اصطلاح مروّج آن زمان در بارة ايشان بود ، در حالي كه استنباط ما از ايشان اين بود كه نه ايشان نمي خواهد ونمي خواست كه در يك حصار مشخص گروهي يا حزبي يا قومي يا ملّي يا جغرافيايي خودرا اسير بسازد ، يعني او اين حصار هاراشكستانده بود واين پيراهنهاي تنگ را دريده بود ، براي شما مثال عرض مي كنم ، روزگاري كه تحولات در افغانستان پيش آمد واين تحولات منجر شد به تعدد احزاب شيعي در افغانستان وهمينطور احزاب اهل سنت ، در سالهاي كه احزاب شيعي افغنستان بوجود آمدند ، واحزاب وگروهها وسازمانهاي متعدد شروع به فعّاليت نمودند ، آيت الله خراساني در عين حالي كه هيچ يك از اينها را تخريب نمي كرد، اما هرگز خودرا در حصار نصر، پاسدار ، حركت ، نهضت وجبهه واينها قرار ندادند ، در عين حالي كه در مذمت اينها وتخريب اينها هيچ گونه گپي، سخني نمي گفت وقدمي هم بر نمي داشت ، اما خودرا هرگز نخواست در قالب يك گروه ويك سازمان محصور بسازد ، چون سازمانها وجريانات سياسي متأسفانه حالتي داشتند ودارند وخواهند داشت وآن اينكه يك جريان سياسي مثل يك كادر مي ماند وقتي اعضا وهواداران وكساني كه وارد اين كادر شدندبايد در همان كادر بمانند واين كادر بمثابة پيله هاي است كه دوراين فرد واين شخص كشيده مي شود ، لذا فقط در چارچوب ودركادر اين تشكيلات مي تواند فكر كند ، ودر نهايت ابزاري براي آن تشكيلات باشد واز علم ودانش وكمالي كه دارد بايد درهمان تشكيلات از آن استفاده كند ، آيت الله خراساني نمي خواست يك چنين ايزاري شود واين درشأن اونبود ، نه تنها ايشان بلكه خيلي از دانشمندان وقتي شما خاطرات دانشمندان بزرگ را بخوانيد مي بينيد كه هرگزنخواستند ابزار شوند مثلا وقتي شما خاطرات آلبرت انشتين را مي خوانيد مي بينيد كه انشتين حتي بدليل اينكه ابزار دست هتلر نباشد تابعيت آلماني خود را ازش صرف نظر كردند و گفتند من تابعيت آلماني را نمي خواهم ، من نمي خواهم آلمانيّ باشم كه ابزار دست فاشيزم هتلر شوم ، لذا رها كردند ، ترك كردند ، يعني اين پيراهن واين قالب واين حصار براي يك دانشمند خيلي مشكل است وخيلي سخت است كه خود را در اينجا محصور بكند ، اينهارا مي شكند وپاره مي كند ولوبه ضرر شان تمام شود ، از اينها عبور مي كند وجا هاي ديگررا جست وجو مي كند. وعلامه محقق خراساني كه از دانشمندان بزرگ ما بود چنين ويژگي داشت .

 اماوقتي جامعة شيعي واحزاب شيعي افغانستان دست به يك تشكل واحدي بنام « حزب وحدت اسلامي افغانستان »  زدند كه پرچمدار اين توفيق وبنيانگذار شاخص وحدت احزاب شيعي ، استاد شهيد عبد العلي مزاري ودوستان ايشان بودند ، اينجا بوضوح مي بينيم كه آيت الله خراساني يكي از مبلّغين همين جريان واحد شيعي است ، چرا؟ بخاطر اينكه ايشان استنباط شان اين بود كه الآن جامعة شيعي داراي يك زبان وداراي يك تشكل وداراي يك حزب است واز اين بايد حمايت شود ، وگاهي هم اظهار مي كردند كه من افتخار مي كنم كه به عنوان يك حامي وپشتيبان ومبلغ اين جريان باشم ، وحال آنكه خود ايشان ازلحاظ شناسنامه اي ايراني بود امااين جريان يك جريان افغانستاني بود .

   واگر شما حركت ايشان را در عراق مي بينيد در بين شيعيان عراقي واحزاب شيعي عراق، يا مسا فرتهاي ايشان را شما در بين جامعة شيعي پاكستان مي بينيد ، يا اخلاص وارادت ايشان را به خط امام وولاليت فقيه ورهبري امام خميني (ره) كه به عنوان پيشواي امت اسلامي بود ، آيت الله خراساني هميشه از امام تبليغ مي كرد واخلاص وارادت ايشان به امام وانقلاب اسلامي وهمينطور تلاش وارادت ايشان به همة جنبشهاي آزادي بخش ، مجموع اينها نشان دهندة اين است كه ايشان به عنوان يك عالم متعهد ومسئول دنبال رسالتهاي عام ومسئوليتها ورسالتهاي كلي امت اسلامي وجهان اسلام ومسلمانها بود ، گذشته از همة خصوصيتهاي قومي ونژادي وملّي وجغرافيايي وامثل اينها ، ايشان صادقانه با عربهاي عراق كار كردند ، باجنبشهاي آزادي بخش در عراق كاركردند ، در اين جنبشها مقام ومنزلت واحترام بالايي داشتند ، وهمينطور با جنبشهاي آزادي بخش در افغانستان ايشان صادقانه كار كردند ، تأييد كردند  آما اسير هيچ يك از اينها نشدند، با انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) وفادار بودند وتأييد مي كردند وتا آخرين لحظات عمر شان تأ ييد كردند، همة اين مجموعه هارا تأييد مي كردند تاآنجايي كه به خير وصلاح مردم بود.

  خداوند ايشان را رحمت كند ، من شخصابه دليل اينكه يكي از شاگردان ايشان بودم در فقدان ايشان بسيار متأثر شدم ، بهر حال مرگ يك سنت الهي است وسنت لايتغير است وهمه خواهند رفت ، اما آيت الله خراساني از دست ما رفتتند اما آنچه كه ايشان به ميراث گذاشتند و كاري كه ايشان انجام دادند مي تواند يك الگو هم در عرصه هاي علم وانديشه وتفكر وفلسفه وكلام وفقه واينها باشد كه يك عالم ويك طلبه اگر بخواهد موفق شود بايد خودرا به اين مقام برساند ، وهم از لحاظ اجتماعي وسياسي مي تواند الگو وامام وپيشوا ي بسيار قوي ودرخشنده براي ما باشد كه هرگزنبايدخود را اسير قالبهاي كه يك عده مي سازند وپيله هاي كه يك عده مي سازند ساخت ، ويك مقداري بايد گسترده تر فكر كرد ودر عين حال هم مي شود از اين مجموعه هاي كه هستند استفاده كرد ولي اسارت واسير شدن در يك دايرة خاص ويك مجموعة خاص بنظرما اگر كسي دوست آيت الله خراساني است نبايد يك چنين اسارتي را قبول بكند ، البته يك آدرس داشته باشد وكسي كه مبارزه مي كند بدون آدرس مبارزاتي كار نمي تواند ولي سعي بكند وحدت مردم ، يك پارچگي مردم وانسجام مردم ، بالا تر از هر چيزي براي شان باشد، آيت الله خراساني مي تواند يك الگوي بسيار خوبي در اين عرصه ها ي سياسي واجتماعي باشد  وما مي توانيم از ايشان خيلي در سها بگيريم .

   ونكتة آخر وپاياني اينكه : اگر سخنرانيهاي ايشان ونوار هايي كه از ايشان ضبط شده جمع آوري شود خود اين سخنرانيها بي نهايت در نظر من ارزشمند است ، يعني تمام ابعادي كه پيشتر اشاره كردم يعني مجموعه همين مسائل در اين سخنرانيها آمده يعني خيلي از درسهايي است كه انسان مي تواند از اين سخنرانيها بگيرد كه حالا اين سخنرانيها در كجا هست ؟ البته سخنرانيها فضاهاي متفاوت دارد ، ايشان سخنراني اش مثلا يا صحبتهايش در كرسي تدريس در دانشگاهها ، نوارهايي هستند كاملا تخصصي ومسلكي كه فضاي خاص خود را دارد كه بحثش يا كلام بوده يافلسفه بوده ياعرفان بوده يا هر موضوع علمي ديگري بوده ، وهمينطور دروس ايشان ، دروس خارج وغير خارج ايشان در حوزه هاي علميه اينها باز هم بار خاص خودرا دارد وامكان دارد در دروس فقه خود تمام استدلال هاي شان استدلال فقهي باشد وهمينطور دروس فلسفه و....

  اما سخنرانيهاي ايشان در فضاهاي عام چه به زبان عربي وچه به زبان فارسي مي تواند آموزه هاي بسيار جالبي در مسائل اجتماعي وسياسي براي ما باشد ، يعني همانطور كه آنها مي تواند آموزه هاي خيلي خوب براي محصليني كه دنبال تخصص در فقه واصول وفلسفه وكلام واينها هستند وبخواهند نظريات اينها را بفهمند، سخنرانيهاي ايشان در فضاي عام مي تواند خيلي درسها ي آموزنده اي درزمينه هاي سياست وجامعه براي ما باشد .

  ايشان حرف پادر هوا نمي زد وهوايي گپ نمي زد ، حرف ايشان در سياست ، در جامعه ، در هر موضوعي ودر هر جايي بر مبناي اصول وپايه هاي علمي وفكري وعقلاني بود وبراين پايه ها استوار بود ، وبر اين اساس من تأكيد مي كنم كه اين سخنرانيها خيلي ارزشمند است ، بايد جمع آوري شود واز نوار ها بر روي صفحات كاغذ منتقل گردد ودر اختيار مردم گذارده شود .

        فكر مي كنم همين مقدار بس باشد.         موفق باشيد .

  برهاني: ، با تشكر فراوان از شما بزرگوار كه با حوصله مندي تمام وبابيان بسيارشيرين و جذاب، پيرامون برجستگي ها وويژگي هاي بارز شخصيت علامه آيت الله محقق خراساني روشني انداختيد .

    آري همانطور كه فرموديد تك تك سخرانيهاي آ يت الله خراساني ونيز دست نوشته هاي آ ن بزرگمرد اسناد وآثار مهم وبا ارزشي اند كه بايد تابحال جمع آوري ودسته بندي مي شد وبه چاپ ونشرسپرده شده ماند گار مي گرديد.

 وهمينطور زندگي نامة پر افتخار وسيرة عملي وعلمي آن تكسوار ميدانهاي علم وعمل  مي بايست  تهيه وتدوين مي گرديد ودرقالب ياد واره ويادنامه در اختيار مردم قرار مي گرفت ، ودر كوتاه كلام بسيارسزاوار بود  كه توسط جامعة علمي وفرهنگي ما پيرامون شخصيت با عظمت علامه محقق خراساني ، كار عميق وگسترده انجام مي شد . 

  اما با كمال تأسف بايد عرض كنم كه : جامعة ما بر خلاف جوامع ديگر كه ازافراد عادي شان اسطوره مي سازند وقهرمان ملي وعلمي درست مي كنند والگو سازي مي نمايند ، از كنار بزرگترين مفاخر علمي و قهرمانان ملي خويش با غفلت وبي تفاوتي مي گذرد .  اكنون كه نزديك به10 سال است كه از رحلت جانسوز علامة سترگ ، بزرگترين مفخر علمي ما ، آيت الله محقق خراساني مي گذرد ، نه كسي دربارة ايشان سخني گفته ونه صاحب قلمي مطلبي نوشته است ، شخصيت علامه محقق كم كم ازذهن ها محو مي شود وسخنرانيها ودست نوشته هاي او نزديك به نابودي است ، واين يك ننگ است براي قشربا سواد وفرهنگي جامعة ما .   

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 6:5  توسط محمد علی برهانی  |