آنچه دیگران در بارۀ نهضت امام حسین (ع)
الف - دانشمندان غیر مسلمان :
· گیبون ( مورخ مشهور انگلیسی ) می نویسد :
« با آنکه مدتی از وا قعه کربلا گذشته وما هم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم ، مع ذ الک مشقات و مشکلاتی را که حضرت حسین (علیه السلام ) تحمل نموده ، احساسات سنگین دل ترین خواننده را بر می انگیزد ، چندان که یک نوع عطوفت و مهربانی نسبت به آن حضرت در خود می یابد .
· ل. م بوید می نویسد:
« درس امام حسین اینست که در دنیا اصول ابدی
عدالت و محبت و ترحم وجود دارد و تغییر نا پذیرند .
افراد بشر ، در طی قرون ، همواره جرأت و عظمت روح را دوست داشته اند و در اثر همان است که آ زادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی گردد و چنین بود شهامت امام حسین (علیه السلام ) و چنین بود عظمت روانی او .
ومن مسرور م که در چنین روز با کسانی که این فدا کار ی عظیم را از جان ودل می ستایند شرکت کرده ام.
· واشنگتن ایرویک (مورخ مشهور آمریکایی ،مو لف تاریخ مقدس ) می نویسد:
« برای امام حسین ممکن بود که زندگی خو درا با تسلیم شدن به ارادۀ یزید به آ سایش رساند ، لیکن مسؤولیت پیشوایی و نهضت بخشی اسلامی اجازه نمی داد که یزید را به عنوان خلافت بشناسد و لذا خو درا برای قبول هر نا راحتی و فشار ، به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه آ ماده ساخت .
و روح فنا نا پذیر حسین (هم اکنون ) روی ریگ های تفتیدۀ عربستان بر پا ست ، ای نمونۀ شجاعت ، ای شهسوار من ، ای حسین »
· سر ویلیام مویر ، می نویسد :
« فاجعۀ کربلا نه تنها مقدرات خلافت ، بلکه مقدرات ممالک اسلامی را تعیین کرد .
کیست که آ ن عزا داری پرشور و هیجان را ببیند و بداند که هر سال مسلمین کلیه کشور های جهان چگونه از شام تا بامداد سینه می کوبند وبا آ هنگ موزون و محزون خود بی آ نکه خسته شوند ، مجنون وار فریاد می زنند :«حسین ، حسین ، حسین ، حسین » وحربۀ برنده و شمشیر دودمی را که سلسلۀ بنی امیه بدست دشمنان خود داده است ، تشخیص ندهد؟ »
· چار لزویکنس ( نویسند ۀ انگلیسی) گوید:
« اگر منظور حسین ( علیه السلام) جنگ در راه خواسته های دنیا یی خود بود ، من نمی فهمم چرا خواهران واطفالش را به همراه برد ؟
پس عقل چنین حکم می کند که او به خاطر اسلام فدا کاری خویش را انجام داد »
· توماس کار لیل ( مورخ و فیلسوف انگلیسی نویسندۀ الا بطال ) گوید :
« بهترین درسی که از سر گذشت کربلا می گیریم ، این است که حسین (علیه السلام ) و یارانش ، ایمانی استوار به خدا داشتند ، آ نها با اعمال خویش ثابت کردند که در مقام مبارزۀ حق وبا طل تفوق (و کثرت افراد ) اهمیت ندارد ، و پیروزی حسین (علیه السلام ) با وجود اقلیتی که داشت ، باعث شگفتی من است .»
· ادوارد براون ( مستشرق معروف انگلیسی ) گوید:
« آ یا قلبی پیدا می شود که وقتی در بارۀ کربلا سخنی به گوش می رسد مالا مال حزن و اندوه نگردد؟ ؟ حتی غیر مسلمانان هم نمی توانند پاکی روحی را که این جنگ اسلامی در بر داشت ، انکار کنند »
[ ونیز گوید : ]
« تذکر حادثۀ زمین کربلا که به خون فرزند پیغمبر آ لوده شد،و یاد آوری عطش سخت و نعش نزدیکانش که در اطراف وی روی خاک دیده می شدند ، کافی بود که عواطف سست ترین مردم را به لرزه در آورد و دلها را غمگین سازد ، تا آ نکه به رنج خطر ، وحتی نسبت به مرگ بی اعتنا شوند .»
· توماس ما ساریک ( در نشریۀ رید رزدایجست نیو یورک ) می نویسد:
« مصائب مسیح نسبت به مصائب حسین (علیه السلام ) مانند پر کاهی است در برابر کوهی بزرگ »
· مورس دو کبری ، در پاسخ به کسانی که به این جهاد عظیم بادیدۀ ایراد می نگرند ، گوید:
« اگر مورخان ما حقیقت این روز رامی دانستند،و درک می کردند که عاشورا چه روزی است،این عزاداری
را مجنونانه نمی پنداشتند ،زیرا پیروان حسین (علیه السلام)به وسیلۀ همین عزاداری دانسته اند که پستی وزیر دستی،استعمارواستثماررانبایدبرخودبپذیرند،زیراشعارمذهبی آنان،آزادگی و ندادن تن به زیربار ستم است.
اگر قدری در مجالس عزای حسینی تعمق شود ملاحظه می گرد دکه چه نکات دقیق حیات بخشی مطرح می شود، وبه حقیقت می آ موزند که : حسین ( علیه السلام ) برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام ومرتبۀ اسلام ، از جان ومال و فرزند گذشت ، وزیر با ر بیداد و فساد یزید نرفت . بیایید ما هم شیوۀ اورا سر مشق خود قرار دهیم »
· نیکلسون ( خاور شناس نامی ) می نویسد :
« بنی امیه ، سرکش و مستبد بودند ، قوانین اسلامی را نا دیده انگاشتندو مسلمین را خوار نمودند ، وبا این وضع روا نبود کشتن آنان که حکومت شان را غصب کرده بودند ، و چون تاریخ را بررسی کنیم ، گوید: دین بر ضد فرمانفرمایی تشریفاتی قیام کرد ، و حکومت دینی در مقابل امپراطوری ایستادگی نمود .
بنا بر این ، تاریخ از روی انصاف حکم می کند که خون حسین (علیه السلام ) به گردن بنی امیه است »
· کاپتین .ه. نیبلت ج.پ. تحت عنوان « شب فراموش نشدنی » می نویسد :
« آن شب ، هنگامی که آ تش اردوها در اطراف وی ، میان بیا بان برق می زد ، همراهان خویش را به گرد خود جمع کرد و ضمن یک خطابۀ طولانی ودل نواز ، آنها را از وحشت روز های بعد آگاه ساخت و فرمود : یقینا همگی کشته خواهید شد ، وهر که با من بماند شهید خواهد گشت .
سپس کاری بس پسندیده کرد که نشانۀ آ گاهی کامل او از ضعف بشری ، وهم علامت قدرت روح فدا کار ، و قلب رؤف خود او، به شمار می رفت ، بدین وصف که : تمام چراغ های اردو را خاموش کرد و خطاب به همرا هان خویش گفت: هر کس جرأت ایستادگی و تحمل شهادت را در خود نمی بیند ، در تاریکی شب ، بطور نا شناس و بدون خجالت برود.
صبح عا شورا در حالی که ابرهای ارغوانی در آسمان خاور جمع می شد، هفتاد ویک نفر با ایمان ، گرد امام را گرفتند و همگی آمادۀ شهادت بودند »
· مار بین (خاور شناس آلمانی ) که رساله ای جامع و نیکو به نام « نهضت حسینی» نگا شته و شرح این واقعه را بیان داشته است ، در آن رساله گوید :
« حسین (علیه السلام ) می دانست که عداوت ذاتی و موروثی اموی ها با خاندان هاشم وآل محمد زایل شدنی نیست و شرک که بر اندام خویش ، لباس مسلمانی و توحید پوشیده بود ، می خواهد انتقام بگیرد .
حسین (علیه السلام ) به خوبی می دانست که بنی امیه غیر از محو آثار اسلام و قرآن نظری ندارند .
حسین مدتها بود که خو درا آمادۀ پیکار کرده ودر انتظار چنین روزی دقیقه شماری می کرد ومی دانست که زنده ماندن نام جاویدان اسلام وقرآ ن مستلزم آ ن است که اورا شهید کنند وبا خون مقدسش درخت دین آب یاری شود .
هدف حسین جلو گیری از ظلم بو.د ویس ، قوت قلب واز خود گذشتگی در راه مقصود عالی خویش به خرج داده است ، حتی در آخرین دقایق زندگی ، طفل شیر خوار خود را قربانی حق و حقیقت نمود وبا این عمل اندیشۀ فلا سفه و بزرگان عالم را متحیّر ساخت .»
· دکتر جوزف ( مورخ فرانسوی ) در کتاب « اسلام واسلامیان » می نویسد :
« شیعیان در ایام عزاداری ، به ذکر و استماع مصائب حسین (علیه السلام ) می پر دازند ومی کوشند که فضائل خاندان نبوت و رنجهای آنان را به نیکو ترین وجهی بیان کنند .
روحانیون ووعاظ ، کلیِۀ مسائل اسلامی را هم به نوبۀ خود در منابر یاد می نما یند و اکنون ، کار به جایی رسیده که مردم عامی شیعه از بس مطالب مذهبی شنیده اند ، از پیشوا یان اهل سنت جلو تر رفته اند .
آری ، امروز در هر نقطۀ عالم ، مسلمانان شایسته ترین افرادی هستند که به شناخت علوم وقوف یافته اند و بویژه فرقۀ شیعه که بر سایر فرق اسلامی باز مزیت دارند »
·جورج جرداق ( دانشمند وادیب مسیحی ) که فصلی جامع در زندگی حسین بن علی ( علیهما السلام) نگاشته است گوید:
« آ ن غیرت مندی که تااین پایه به نا موس مردمان اهتمام می ورزید ، ودر حمایت از همسر و خانوادۀ دیگران دمی از مجاهدت باز نمی ایستاد ، چون در میدان رزم «طف» یکه وتنها ماند واز زخم شمشیر ونیزه و زوبین بر زمین نشست ودر گل فرو رفت ، واو باش کوفه و سرباران مزدور دستگاه حاکم را دید که از هر سو به سر پناه زن و فرزندش حمله ور هستند ، دست پولا دین خونین بر آورد وندا زد که : هان ! ای نا مردمان ! اگر دین ندارید ، آزادگی را در زندگی فرومگذارید »
· ژنرال سرپرستی سایکس ( خاور شناس انگلیسی ) می نویسد:
« حقیقتاً آن شجاعت و دلاوری که این عدۀ قلیل از خود بروز داد ند به در جه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی که آن را شنید بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود .
این یک مشت مردم دلیر غیرت مند ، مانند مدا فعان ترموپیل ، نامی بلند غیر قابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند.»
ب- شعرای غیر مسلمان .
داستان حسینی ، داستان جهانی و انسانی است ، چندان که شوری در جان شعرای غیر مسلمان نیز تولید کرده ، و چنین می سرایند :
· ساور جینی ناید ( شاعر بزرگ هندی) :
« شب شهادت ، در زیر پیراهن سیاه و پای برهنه ، با چشمان اشکبار که باران سرشک را به یاد واقعه ای جانسوز فرو می ریزد با دستهای به هم پیوسته که فشار اندوه آ نها را به نوسان در می آورد ، نوای سینه های آغشته به خون به لحنی حزن آور بلند است واین داستان کهن مکرر ودرد ناک را بیان می دارد که :
مرید انت به خاطر آن شب پر الم واشک آور با صدایی سرا پا اندوه می گویند ومی خوانند : حسین ...ای حسین . چرا هزاران هزار دوست تو اینطور اشک می ریزند ؟ ای مقدس عالی مقام ! آیا به خاطر فدا کاری بی نظیر تو نیست ؟ زیرا پرچم زنده و پیمان عزیز دین بزرگ پیامبر را استوار داشتی ودر مقابل شگفتی جهانیان ، عشق عجیب خود را به خدا ثابت نمودی »
· حستیس آه راسل ( شاعر بزرگ انگلیسی ) قصیده ای در بارۀ امام حسین (علیه السلام) سروده که در آن گوید:
« آنها سر مبارک وی را بالا نگاه داشتند ، دهان مبارکش را با شلاقهای خود نواختند ، ای دهانی که من بارها دیده ام که ملا ئک بسوی آن فرود می آ یند وبه هنگام طفولیت بر لب پیغمبر فرو هشته می شد .
ای بدنی که زیر پای ستوران خوار شدی ، این همان پیکر پاکی است که بینندگان را مسحور می کرد .
خونی که ازرگهای مبارک ریخته و خشک شده ، ترکیبی آسمانی است که تاکنون هیچ سم اسبی با چنین رنگ الهی گلگون نگردیده .
ای زمین برهنه و بایر کربلا که در روی تو نه علفی روئیده ونه چمنی است ، برای ابد آ هنگ حزن و آه برتو گسترده باد ، زیرا بر خاک تو بدن پارۀ پسر مقدس فاطمه علیها السلام افتاده است که جان خویش را به خدا تسلیم نمود »
آری ، هرکه انسان است و عاطفه دارد ، در هر مذهب و آیینی که هست ، مرثیه گوی حسین خواهد بود .
ج- نظر پیشوایان ملل :
· مهاتما گاندی (مصلح بزرگ هند)گوید:
«من برای مردم هند چیزتازه ای نیاورده ام،فقط نتیجه ای راکه از مطالعات و تحقیقات خود درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا بدست آورده بودم،ارمغان ملت هند کردم،مااگربخواهیم هند را نجات دهیم واجب است راهی را بپیماییم که حسین بن علی(علیهماالسلام)پیمود»
· محمدعلی جناح(قائد اعظم پاکستان)گوید:
«هیچ نمونه ای از شجاعت،بهتر زآنکه امام حسین از لحاظ فداکاری وتهورنشان داددرعالم پیدانمی شود،به عقیدۀ من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خو درا در سرزمین عراق قربان کرد ، پیروی نمایند »
· لیاقت علی خان ( نخستین نخست وزیر پاکستان ) گفته است :
« شهادت امام حسین در عین حزن ، نشانۀ فتح نهایی روح واقعی اسلام بود زبرا تسلیم کامل به ارادۀ الهی به شمار می رفت .
شهادت یکی از بزر گترین پیروان اسلام ، مدل روشن وجاویدانی برای همۀ ماست ، این درس به ما می آموزد که مشکلات و خطر ها هرچه باشد نبا یستی ما پروا کنیم واز راه حق و عدالت منحرف شویم ».
· پور شو تا ملاس توندون (هندو) رئیس سابق کنگرۀ ملی هندوستان ، گوید:
« من اهمیت بر پا داشتن این خاطرۀ بزرگ تاریخی را می دانم ، این فدا کاریهای عالی از قبیل شهادت امام حسین ، سطح فکر بشریت ارتقا بخشده است وخاطرۀ آن شایسته است همیشه باقی بماند و یادآوری شود»
· « محمد زغلول پاشا» در تکیۀ ایرانیان مصر گفت :
« حسین (علیه السلام ) در این گونه مجالس عزاداری ، روح شهامت را در مردم پرورش می دهد ومایۀ قوت ار ادۀ آنها در راه حق و حقیقت می گردد »
· جعفر پاشا عسکری « وزیر دولت عراق ) می نویسد :
«اگر امام شهید را پیشوای پیروزی اسلا میت وعربیت که متکی به سه پایۀ اخلاق فاضله ، شهامت عربی ، و مصلحت عامۀ اسلامی است بشماریم ،سخنی به گزاف نگفته ایم »
· دکتر محمد فاضل الجمالی ( مدیر کل فرهنگ عراق ) می نویسد :
« حسین (علیه السلام)نمونه و مجسمۀ ایمان وثابت قدمی و فداکاری است . حسین مثل اعلای پیروزی حق و جهاد در راه مبداء مطلق و تلاش در راه انتشار فضیلت ، و مبارزه علیه ظلم ورذیلت است »
د- نظر پیشوایان مذهبی ( غیر شیعه):
· امام شافعی گوید :
« خاطرۀ کربلا ، بار اندوه در دلم فرو می ریزد ، و چون به یاد می آورم که حسین را باوجود بی گنا هی مسلم ، آ ن گونه بی رحمانه کشتند خواب بر دیدگانم حرام می گردد. یاد این حادثه محاسنم را سفید کرده است ، و روزی نمی گذرد که آهم از سینه بر نیاید و اشکم بر گونه نغلتد»
· شیخ عبد القا در گیلانی می نویسد:
« عاشورا ، روز گریه وندبه است ، و چون باید هر مسلما نی در آن روز به یاد حسین ( علیه السلام ) باشد ، هیچ کس را روا نیست که بدان روز خوش گذرانی کند و شاد باشد »
ه – نظر دانشمندان اسلامی ( غیر شیعه)
· ابن ابی الحدید معتزلی ( شارح نهج البلاغه)گوید:
« سرور مردانی که از قبول ستم امتناع کردند و همان کسی که به مردم حمیت و غیرت آموخت وبه آ نان فهماند که به شمشیر مردن ، از پستی ومذلت بهتر است ، حسین بن علی (علیما السلام) می باشد ، که به او و یارانش پیشنهاد امان شد ، نپذیرفت و گفت :
آگاه باشید که ناکس فرومایه ای به من اتمام حجت نموده و مرا میان کشته شدن و تسلیم شدن مخیر ساخته است لیکن ذلت از ساحت من بدور است ، نه خدا را ضی است که من ذلیل شوم ، نه پیغمبر ، ونه مردان با ایمان دنیا ، ونه آن دامن پاکی که مرا پرورش داده ونه آن روح با مناعت که من دارم . من هر گز طاعت لئیمان را بر کشته شدن شرافتمندانه تر جیح نخواهم داد»
· عبدالر حمن الشر قاوی (نویسندۀ مصری )می نویسد :
« حسین شهید راه دین و آزادی است ، نه تنها شیعه باید بنام حسین ببالد بلکه تمام آزاد مردان دنیا به این نام شریف افتخار کنند»
· پر فسور عباس محمود العقاد ، نویسندۀ ابوالشهداء حسین بن علی علیهما السلام گوید:
« جنبش حسین یکی از بی نظیر ترین نهضت های تاریخی است که تاکنون در زمینۀ دعوت های دینی یا سیاسی صورت گرفته است .
نتیجۀ جنبش حسینی این شد که زند گی بنی امیه را درهم پیچید ، یعنی پس از وی چهار سال نپایید که یزید در گذشت وشش سال بیشتر از قتل حسین ( علیه السلام ) سپری نشده بود که قاتلان صحنۀ کربلا به کیفر رسیدند ویک نفر هم نتوانست جان بدر برد .
اینها همه به علاوۀ ننگ نام و زشتی فرجام بود . دولت اموی پس از این جنبش ، به قدر عمر یک انسان طبیعی دوام نکرد واز شهادت حسین تا انقراض آنان بیش از شصت واندی سال نگذشت .
وبه راستی کشتن حسین تنها بیماری جان فرسایی بود که در پیکر حکومتی بدان اقتدار جایگیر شد تا به عاقبت از پایش در آورد .»
· عمر ابوالنصر ( صاحب کتاب « الحسین بن علی (علیهما السلام ) » و نویسندۀ فاضل سوریه ) گوید:
« قیام حسین (علیه السلام) قیام فردی نبوده ، بلکه قیام بر ضد حکومتی بوده است که صلاحیت فرمان روایی اسلامی را نداشته و شرایط خلافت را از حیث عدالت و ایمان ، و اخلاق و علم ، دارا نبوده است »
· ابن جوزی( محقق حنبلی) می نویسد:
« علت اینکه امام حسین از بیعت یزید سر کشید وخودرا به کشتن داد ، این بود که دید دین با زیچه شده وازاثر افتاده است ، یعنی دین بر اعمال مردم حاکم نیست و فقط به جهت رعایت ظاهر از دیانت نام می برند ، و صورتی از آن را نمایش می دهند.
امام حسین خواست با این خود داری از بیعت وتن به قتل دادن دین را تازه کند ودرافکار مردم نافذ گرداند ، این بود که چون محاصره ا ش کردند وبه او گفتند که سربرفرمان ابن زیاد گذارد ، نپذیرفت و کشته شدن را برذلت وبی دینی تر جیح داد. آری ، نفوس شریفه چنین هستند .»
· دکتر طه حسین (دانشمند مصری ) می نویسد :
« حسین ( علیه السلام) برای بدست آوردن فرصت واز سر گرفتن جهاد و دنبال کردن آن ازجایی که پدرش رها کرده بود ، در آتش شوق می سوخت .
او زبان را در بارۀ معاویه وعمالش آزاد کرد تا به حدی که معاویه تهدید ش نمود ، امام حسین ، حزب خود را وادار کرد که در طرفداری حق سخت گیر با شند .»
· عبد الحمید جود ت السحار ( نویسندۀ مصری)در کتاب « حیات الحسین» که دانشگاه قاهره منتشر کرده است می نویسد :
« حسین (علیه السلام ) نمی توانست با یزید بیعت کند وبه حکومت اوتن بدهد ، زیرا در آن صورت بر فسق و فجور صحه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد وبر فر مان روایی باطل تمکین می نمود . امام حسین به این کار ها راضی نمی شد ، گرچه اهل و عیالش به اسارت افتند وخودویارانش کشته شوند »
· عبدالله العلا ئلی مصری می نویسد :
« هرکه بخواهد ، درست مقصد بزرگ حسینی را درک کند ، باید وصیتی را که به برادرش محمد حنفیه نموده است ، دقیقا وارسی کند ، آنجا که گوید :
بی شبهه ، من در قیام خود سرکش و خود خواه ، مفسد و ستمکار نیستم ،فقط مخالفت من با دستگاه ، برای اصلاح امت جدم می باشد تا امر به معروف و نهی از منکر نمایم .»
و باز می نویسد :
ما چون حسین را در میان رجال تاریخ به نظر آوریم ، بزرگترین رجال جلوه خواهد کرد ، زیرا شخصیت خو درا سر مقالۀ همۀ آنان قرا داده است ، واین عجب نباشد چون همۀ مردان عالم که تاریخ شنا خته است ، عمر خو درا درراه تحصیل مجد و جلال زمین صرف کرده اند ، اما حسین مجد آسمان را طلبیده ، وجان خو درا فدای آن کرده است .
بلی مردی که پیدایش وی از عظمت نبوت محمد (صلی الله علیه وآله و سلم ) و عظمت مردا نگی علی ( علیه السلام ) و عظمت فضیلت فاطمه ( علیها السلام ) است ، نماینده عظمت انسان و آیت الا یات بینات است ، لذا یاد کردن او و تشکیل مجلس برای ذکر حالت و مصائب وی ، فقط یاد کردن مردی از مردان جهان نیست ، بلکه ذکر انسانیت است که ابدی خواهد بود . از این جهت شایسته است که ما همیشه از او یاد کنیم .
هر کس در پایان کار حسین بنگرد ، خواهد دانست که بهترین پایان و بزرگترین فدا کاری و عالیترین مثل و یاد گاری در جهان است که گویا دست خدا یا خامۀ توانایی به خطی سرخ تا ابد این کلمات را بر صفحۀعاقبت کار حسین نوشته است .
حسین را فشار ستم تهییج نمود و زور گویی اورا به جوش آورد، نالۀ جانسوز بیچارگان و اشک چشم دل سوختگان وی را به قیام وا داشت .
آری، مردان بزرگ ، از حق کشی و زور گویی بر انگیخته شوند و شورش کنند . لذا افترا ست که گفته شود: حسین فدای حکومت خواهی و پادشاهی شد، با اینکه چنین اندیشه ای در ذات پاک وبا عظمتش راه نداشت .
امام شهید می خواست بطلان باطل را مسجل کند وبرای حق روزنه ای ازمیان بنیاد باطل بگشاید که همیشه آ واز شکایت را به گوش رساند ، وبه این مقصود هم رسید ، زیرا همان آوای سوزناک بلند شد و ارکان دولت سرکش بنی امیه را متزلزل کرد و درهم فرو کوفت »
· علامه طنطاوی جوهری (دانشمند و فیلسوف مصری ) می نویسد:
« (داستان حسینی ) عشق آزادگان رابه فداکاری در راه خدا بر می انگیزد ، و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد ، چندان که برای شتاب به قربا نگاه بر یکدیگر پیشی جویند »
· انیس شهاب العلوی الحضرمی(پیشوای نشر عربی)می نویسد:
«این یگانه نهضت تاریخی است که هستةسایرنهضتهای بعدی به شمار می رود،همةآنان باضرب شمشیر حق و فضیلت، و زخم تیغ راستی و حقیقت،وبا طعن نیزةایمان و عدالت، ویران کنندۀ بنیان خود سری ومکاری ، وبر هم کوبندۀ ارکان گستاخی وستمکاری بوده اند »
· العبیدی ( مفتی دانشمند موصل ) می نویسد :
« فاجعۀ کربلا در تاریخ بشری نادره های است ، همچنان که مسببین آن نیز نادره اند . همان گونه که جبهۀحسینی در فضیلت قهرمانان زمانه اند ، مخا لفین و قاتلان آنان هم در رذیلت اعجوبه های دوران به شمار می روند .
حسین بن علی (علیهما السلام ) سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قرآن به زبان پیغمبر اکرم وظیفۀ خویش دید واز اقدام به آ ن تسا محی نورزید .
اودر برابر خود لکۀ ننگی دید شستن آن را جزبه خون گلوی خویش شایسته ندانست ، ودر مقابل خود سد ملا حظه کرد شکستن آن را جز با فشار گردن خویش متناسب نشناخت .
هم او امتی مغلوب را در محیط خود مشاهده نمود که برای رهایی آنان جز اسارت اهل و عیال ، و بذل جان ومال خویش وسیله ای نیافت . پس هستی خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد و بدین سبب نزد پر وردگار « سرور شهیدان » محسوب می شد ، ودر تاریخ ایام « پیشوای اصلاح طلبان » به شمار رفت ، آری به آ نچه خواسته بود و بلکه برتر از آن ، کامیاب گردید .
قبر او در کربلا ، کعبۀ قاصدان و حرم طالبان است ، و داستان او مایۀ عبرت برای اهل آن .
پس ای پسر دختر پیغمبر خدا ، سلام برتو باد ، و چشم اسلام را به تو روشن کناد.»
برگرفته از : رهبر آزادگان – دکتر رجبعلی مظلو می – نشر واحد تحقیقات اسلامی بنیاد بعثت – چاپ چهارم ، بهار 1362- تهران .
